ز خُم طلوع سهیلِ شراب نزدیک است - ادبستان شعر پارسی % %

ز خُم طلوع سهیلِ شراب نزدیک است

صائب تبریزی- غزل شماره 1700

 

ز خُم طلوع سهیلِ شراب نزدیک است

ز کوه سر زدن آفتاب نزدیک است

شراب روشن اگر روی در زوال آورد

خوشم که سر زدن ماهتاب نزدیک است

به هرچه دست زنی می توان خمار شکست

زمین میکدۀ ما به آب نزدیک است

ز عید روزه شود بسته گر در جنّت

خوشم که میکده را فتح باب نزدیک است

فکنده است ترا دور منزل آرایی

وگرنه گنج به ملک خراب نزدیک است

ز چشم شور نباشند خوشدلان ایمن

به سنگ تفرقه بزم شراب نزدیک است

کشیده دار عنان ستم درین ایّام

که ملک حسن ترا انقلاب نزدیک است

دلا کناره کن از قرب آتشین رویان

که خامسوز شود چون کباب نزدیک است

ز دیده بان حجاب تو بیخودی دورست

به چشم مست تو چندان که خواب نزدیک است

به یک نگه دل صد پاره آب می گردد

گل شکفته به وصل گلاب نزدیک است

چو نیست دست به فرمان من ز رعشۀ وصل

ازین چه سود که بند نقاب نزدیک است؟

فکنده است ترا دور خیره چشمیها

وگرنه وصل ز راه حجاب نزدیک است

تو روز می گذرانی، وگرنه روز حساب

به هر کسی که بود خود حساب نزدیک است

فریب جلوۀ دنیا مخور چو نوسفران

که پیش تشنه لبان این سراب نزدیک است

به حیرتم که چرا مردمش چنین خشکند

چنین که خاک صفاهان به آب نزدیک است

بلند پایگی آسمان ز پستی توست

به پای همّت ما این رکاب نزدیک است

ز هیچ دل نبود دور حسن عالمگیر

به خانۀ همه کس آفتاب نزدیک است

دلی به عالم صورت نبسته ام صائب

به وا شدن گره این حباب نزدیک است

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤