
صائب تبریزی- غزل شماره 3328
سرو را شیوۀ رفتار تو از جا ببرد
کبک را با همه شوخی روش از پا ببرد
خانۀ چشم تو پرداخت مرا از دل و دین
رخت را خانه ندیدیم به یغما ببرد
راه باریک فنا راه گرانباران نیست
سوزنی را نتوانست که عیسی ببرد
شکوۀ عفو ز گرد گنه ما بیجاست
سیل جز خار چه دارد که به دریا ببرد؟
حیف و صد حیف که در مجمع خوبان صائب
نیست امروز حریفی که دل از ما ببرد



