ناز تا اسباب دل بردن مهیّا ساخته است - ادبستان شعر پارسی % %

ناز تا اسباب دل بردن مهیّا ساخته است

صائب تبریزی- غزل شماره 1102

ناز تا اسباب دل بردن مهیّا ساخته است

چشم پر کار تو کار عالمی را ساخته است

حسن مغرور تو عاشق را نمی آرد به چشم

ورنه با ذرّات، مهر عالم آرا ساخته است

نیست مجنون مرا حاجت به صحرایی، که عشق

از غبار خاطرم دامان صحرا ساخته است

جنگ دارد سازگاری با کمال سرکشی

کوه قاف از بی پر و بالی به عنقا ساخته است

ما ز پستیهای فطرت خشک بر جا مانده ایم

ورنه همّت قطره را بسیار دریا ساخته است

نه زلیخا پیرهن تنها به بدنامی درید

عشق ازین مستورها بسیار رسوا ساخته است

می کشیم از آستین افشانی یاران ملال

ورنه با گرد یتیمی گوهر ما ساخته است

می شود از نامداران زود، هر کس چون عقیق

بستر و بالین خود از سنگ خارا ساخته است

می کند چشم زلیخا خا بر سر از غبار

بوی پیراهن که را تا باز بینا ساخته است؟

می شود گنجینۀ گوهر به لب واکردنی

سینۀ خود چون صدف هر کس مصفّا ساخته است

رو متاب از چشم پاک صائب روشن گهر

کز نگاهی ذرّه را خورشید سیما ساخته است

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤