تنها و روی ساحل مردی به راه می گذرد - ادبستان شعر پارسی % %

تنها و روی ساحل مردی به راه می گذرد

سهراب سپهری – مجموعه مرگ رنگ

شماره 17

دریا و مرد

تنها و روی ساحل

مردی به راه می گذرد

نزدیک پای او

دریا، همه صدا

شب، گیج در تلاطم امواج

باد هراس پیکر

رو می کند به ساحل و در چشم های مرد

نقش خطر را پر رنگ می کند

انگار

هی می زند که : مرد ! کجا می روی، کجا

و مرد می رود به ره خویش

و باد سرگردان

هی می زند دوباره : کجا می روی

و مرد می رود

و باد همچنان…

 

امواج، بی امان

از راه می رسند

لبریز از غرور تهاجم

موجی پر از نهیب

ره می کشد به ساحل و می بلعد

یک سایه را که برده شب از پیکرش شکیب

دریا، همه صدا

شب، گیج در تلاطم امواج

باد هراس پیکر

رو می کند به ساحل و…

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤