دیر زمانی است روی شاخه ی این بید

سهراب سپهری – مجموعه مرگ رنگ

شماره 4

مرغ معما

دیر زمانی است روی شاخه ی این بید

مرغی بنشسته کو به رنگ معماست

نیست هم آهنگ او صدایی، رنگی

چون من در این دیار، تنها، تنهاست

گر چه درونش همیشه پر ز هیاهوست

مانده بر این پرده لیک صورت خاموش

روزی اگر بشکند سکوت پر از حرف

بام و در این سرای می رود از هوش

راه فرو بسته گر چه مرغ به آواز

قالب خاموش او صدایی گویاست

می گذرد لحظه ها به چشمش بیدار

پیکر او لیک سایه – روشن رویاست

رسته ز بالا و پست بال و پر او

زندگی دور مانده : موج سرابی

سایه اش افسرده بر درازی دیوار

پرده ی دیوار و سایه : پرده ی خوابی

خیره نگاهش به طرح خیالی

آنچه در آن چشم هاست نقش هوس نیست

دارد خاموشی اش چو با من پیوند

چشم نهانش به راه صحبت کس نیست

ره به درون می برد حکایت این مرغ

آنچه نیاید به دل، خیال فریب است

دارد با شهرهای گمشده پیوند

مرغ معما در این دیار غریب است

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها