درها به طنین های تو وا کردم - ادبستان شعر پارسی % %

درها به طنین های تو وا کردم

سهراب سپهری – مجموعه شرق اندوه

شماره 21

و شکستم و دویدم و فتادم

درها به طنین های تو وا کردم

هر تکه نگاهم را جایی افکندم، پر کردم هستی ز نگاه

بر لب مردابی، پاره ی لبخند تو بر روی لجن دیدم، رفتم به نماز

در بن خاری، یاد تو پنهان بود، برچیدم، پاشیدم به جهان

بر سیم درختان زدم آهنگ ز خود روییدن، و به خود گستردن

و شیاریدم شب یکدست نیایش، افشاندم دانه ی راز

و شکستم آویز فریب

و دویدم تا هیچ. و دویدم تا چهره ی مرگ ، تا هسته ی هوش

و فتادم بر صخره ی درد. از شبنم دیدار تو تر شد انگشتم، لرزیدم

وزشی می رفت از دامنه ای، گامی همره او رفتم

ته تاریکی، تکه ی خورشیدی دیدم، خوردم و ز خود رفتم و رها بودم

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤