ای که به حسن قامتت سرو ندیده‌ام سهی همراه با معنی و تفسیر

ای که به حسن قامتت سرو ندیده‌ام سهی

سعدی-غزل شماره 679

 

ای که به حسن قامتت سرو ندیده‌ام سهی

گر همه دشمنی کنی از همه دوستان بهی

جور بکن که حاکمان جور کنند بر رهی

شیر که پایبند شد تن بدهد به روبهی

از نظرت کجا رود ور برود تو همرهی

رفت و رها نمی‌کنی آمد و ره نمی‌دهی

شاید اگر نظر کنی ای که ز دردم آگهی

ور نکنی اثر کند دود دل سحرگهی

سعدی و عمرو زید را هیچ محل نمی‌نهی

وین همه لاف می‌زنیم از دهل میان تهی

 

معنی بیت‌های شعر

ای که به حسن قامتت سرو ندیده‌ام سهی / گر همه دشمنی کنی از همه دوستان بهی

ای که در زیبایی قامتت هیچ سرو بلند و راستی ندیده‌ام؛ اگر همه دشمنی کنی، از همه دوستان بهتر هستی.

جور بکن که حاکمان جور کنند بر رهی / شیر که پایبند شد تن بدهد به روبهی

ظلم کن، زیرا فرمانروایان بر بندگان خود ستم می‌کنند؛ شیری که در بند بیفتد، خود را تسلیم روباه می‌کند.

از نظرت کجا رود ور برود تو همرهی / رفت و رها نمی‌کنی آمد و ره نمی‌دهی

از برابر نگاهت کجا می‌تواند برود؟ و اگر برود، تو همراهش هستی. اگر رفت، رهایش نمی‌کنی و اگر آمد، راه ورود نمی‌دهی.

شاید اگر نظر کنی ای که ز دردم آگهی / ور نکنی اثر کند دود دل سحرگهی

ای که از درد من آگاهی، شاید اگر نگاهی کنی درمان شوم؛ و اگر نکنی، دودِ آه سحرگاهی دل اثر می‌کند.

سعدی و عمرو زید را هیچ محل نمی‌نهی / وین همه لاف می‌زنیم از دهل میان تهی

تو برای سعدی و عمرو و زید هیچ ارزش و اعتباری قائل نمی‌شوی؛ و ما این همه خودستایی می‌کنیم، مانند طبلِ میان‌تهی که صدایی توخالی دارد.

مقدمه و فضای کلی

این غزل سعدی در فضای عاشقانه‌ای سرشار از ستایش، دلدادگی و شکایت از بی‌مهری معشوق شکل گرفته است. شاعر حتی جفای یار را بر دوستی دیگران برتر می‌داند و با تصویرهایی چون شیر و روباه، ناتوانی عاشق در برابر معشوق را نشان می‌دهد. در پایان، امید به نگاه لطف محبوب و اثرگذاری آه و سوز دل، حال‌وهوای غزل را میان درد و امید نگه می‌دارد.


واژگان دشوار

حُسن: زیبایی

قامت: اندام و بالابلندی

سَروِ سَهی: سروِ راست‌قامت و بلند؛ کنایه از قد زیبا

بَهی: بهتر و نیکوتر

جور: ستم و بی‌مهری

حاکمان: فرمانروایان و صاحبان قدرت

رَهی: راهی؛ در اینجا به معنی شخص یا بنده نیز آمده است

پایبند: بسته و گرفتار

تَن دادن: تسلیم شدن و پذیرفتن

روبهی: روباه؛ نماد حیله‌گری و ناتوانی در برابر شیر

نظرت: نگاهت و توجهت

همرهی: همراهی و هم‌قدمی

رها نمی‌کنی: آزاد نمی‌گذاری

ره نمی‌دهی: اجازه ورود یا نزدیک شدن نمی‌دهی

آگهی: آگاهی و خبر داشتن

اثر کند: تأثیر بگذارد

دودِ دل: آه و سوزِ اندوهگین دل

سحرگهی: هنگام سحر و پیش از طلوع صبح


نتیجه‌گیری

سعدی در این غزل، از شدت دلباختگی و بی‌اختیاری در برابر معشوق سخن می‌گوید و امید دارد که آه و سوز دلش سرانجام نظر او را جلب کند.


تفسیر کلی

سعدی در این غزل، زیبایی و اقتدار معشوق را چنان می‌ستاید که حتی دشمنی او نیز بر دوستی دیگران برتری دارد. عاشق در برابر جور و بی‌مهری معشوق چاره‌ای جز تسلیم ندارد و مانند شیری گرفتار، ناگزیر به تحمل رقیب و سرنوشت خویش است. غزل، سرگشتگی عاشق را میان رفتن و ماندن، امید و نومیدی، و طلب نگاه معشوق نشان می‌دهد. در پایان، شاعر امید دارد که یا نظر لطف معشوق درد او را درمان کند یا آه و دود دلش در سحرگاه بر او اثر بگذارد.


معنی این شعر با کمک هوش مصنوعی تولید و توسط تیم تحریریه سایت ویرایش و تنظیم شده است

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤