همی‌زنم نفس سرد بر امید کسی همراه با معنی و تفسیر

همی‌زنم نفس سرد بر امید کسی

سعدی-غزل شماره 620

 

همی‌زنم نفس سرد بر امید کسی

که یاد ناورد از من به سال‌ها نفسی

به چشم رحم به رویم نظر همی‌نکند

به دست جور و جفا گوشمال داده بسی

دلم ببرد و به جان زینهار می‌ندهد

کسی به شهر شما این کند به جای کسی

به هر چه در نگرم نقش روی او بینم

که دیده در همه عالم بدین صفت هوسی

به دست عشق چه شیر سیه چه مورچه‌ای

به دام هجر چه باز سفید چه مگسی

عجب مدار ز من روی زرد و ناله زار

که کوه کاه شود گر برد جفای خسی

بر آستان وصالت نهاده سر سعدی

بر آستین خیالت نبوده دسترسی

 

معنی بیت‌های شعر

همی‌زنم نفس سرد بر امید کسی
که یاد ناورد از من به سال‌ها نفسی

به امید کسی آه سرد می‌کشم که سال‌ها حتی لحظه‌ای هم مرا به یاد نمی‌آورد.

به چشم رحم به رویم نظر همی‌نکند
به دست جور و جفا گوشمال داده بسی

او با نگاه مهر و شفقت به من نمی‌نگرد و با ستم و بی‌وفایی بارها مرا آزار داده است.

دلم ببرد و به جان زینهار نمی‌دهد
کسی به شهر شما این کند به جای کسی

دل مرا ربوده و به جانم امان نمی‌دهد؛ آیا در شهر شما کسی با دیگری چنین رفتاری می‌کند؟

به هر چه در نگرم نقش روی او بینم
که دیده در همه عالم بدین صفت هوسی

به هر چیزی که نگاه می‌کنم، تصویر چهرهٔ او را در آن می‌بینم؛ زیرا چشم من در سراسر جهان شیفتهٔ چهره‌ای با چنین زیبایی شده است.

به دست عشق چه شیر سیه چه مورچه‌ای
به دام هجر چه باز سفید چه مگسی

در برابر عشق، شیر سیاه و مورچه یکسان و ناتوان‌اند؛ و در دام جدایی، باز سپید و مگس تفاوتی با هم ندارند.

عجب مدار ز من روی زرد و ناله زار
که کوه کاه شود گر برد جفای خسی

از زردی چهره و ناله‌های اندوهناک من شگفت‌زده نشو؛ زیرا اگر کوه نیز ستم شخصی فرومایه را تحمل کند، از شدت رنج به کاه تبدیل می‌شود.

بر آستان وصالت نهاده سر سعدی
بر آستین خیالت نبوده دسترسی

سعدی سر بر آستان وصال تو نهاده است، اما حتی به آستین خیال تو نیز دسترسی پیدا نکرده و از رسیدن به تو بسیار دور مانده است.

تفسیر کلی

در این غزل، سعدی از رنج عشق یک‌سویه و امیدی سخن می‌گوید که با بی‌مهری و فراموشی معشوق همراه شده است. عاشق با وجود ستم‌ها و بی‌اعتنایی‌های یار، همچنان چشم امید از او برنمی‌دارد و دل‌باخته باقی می‌ماند. معشوق چنان در جان و جهان عاشق نفوذ کرده که هرچه می‌بیند، نقش و نشانی از او در آن می‌یابد. شعر تصویری از شیفتگی عمیق، وفاداری عاشقانه و ناتوانی دل در رهایی از یاد محبوب ارائه می‌دهد.


واژگان دشوار

  • نفس سرد: آه و دمِ اندوهگین از شدت غم و ناامیدی
  • یاد ناورد: به یاد نیاورد؛ یاد نکرد
  • رحم: مهربانی و دلسوزی
  • جور و جفا: ستم و بی‌مهری
  • گوشمال: تنبیه و کیفر؛ آزار و سرزنش
  • زینهار: پناه و امان؛ مهلت و فرصت
  • به جای کسی کردن: با کسی چنین رفتاری کردن
  • نگرم: نگاه کنم؛ ببینم
  • بدین صفت: با این ویژگی و حالت
  • هوس: میل و علاقه


معنی این شعر با کمک هوش مصنوعی تولید و توسط تیم تحریریه سایت ویرایش و تنظیم شده است

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤