برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم همراه با معنی و تفسیر

برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم

سعدی-غزل شماره 490

 

برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم

تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم

بی‌مغز بود سر که نهادیم پیش خلق

دیگر فروتنی به در کبریا کنیم

دارالفنا کرای مرمت نمی‌کند

بشتاب تا عمارت دارالبقا کنیم

دارالشفای توبه نبستست در هنوز

تا درد معصیت به تدارک دوا کنیم

روی از خدا به هر چه کنی شرک خالصست

توحید محض کز همه رو در خدا کنیم

پیراهن خلاف به دست مراجعت

یکتا کنیم و پشت عبادت دو تا کنیم

چند آید این خیال و رود در سرای دل

تا کی مقام دوست به دشمن رها کنیم

چون برترین مقام ملک دون قدر ماست

چندین به دست دیو زبونی چرا کنیم

سیم دغل خجالت و بدنامی آورد

خیز ای حکیم تا طلب کیمیا کنیم

بستن قبا به خدمت سالار و شهریار

امیدوارتر که گنه در عبا کنیم

سعدی، گدا بخواهد و منعم به زر خرد

ما را وجود نیست بیا تا دعا کنیم

یارب تو دست گیر که آلا و مغفرت

در خورد تست و در خور ما هر چه ما کنیم

معنی بیت‌های شعر

برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم
تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم

بیایید برخیزیم و به پیمان بندگی و امانت‌داری وفا کنیم و کوتاهی‌ها و گناهان گذشته را با خدمت و بندگی جبران کنیم.

بی‌مغز بود سر که نهادیم پیش خلق
دیگر فروتنی به در کبریا کنیم

سری که در برابر مردم فرود آورده‌ایم، بی‌خرد است؛ پس از این، تنها در پیشگاه خداوند بزرگ فروتنی و تواضع کنیم.

دارالفنا کرای مرمت نمی‌کند
بشتاب تا عمارت دارالبقا کنیم

این جهانِ فانی ارزش آباد کردن و تعمیر کردن ندارد؛ بشتابیم تا خانه و سرای جاودان آخرت را آباد کنیم.

دارالشفای توبه نبستست در هنوز
تا درد معصیت به تدارک دوا کنیم

درِ درمانگاه توبه هنوز بسته نشده است؛ پس فرصت داریم تا درد و رنج گناه را با جبران و توبه درمان کنیم.

روی از خدا به هر چه کنی شرک خالصست
توحید محض کز همه رو در خدا کنیم

اگر از خدا روی بگردانیم و به هر چیز دیگری دل ببندیم، گرفتار شرکی آشکار شده‌ایم؛ توحید راستین آن است که از همه چیز روی بگردانیم و تنها به خدا توجه کنیم.

پیراهن خلاف به دست مراجعت
یکتا کنیم و پشت عبادت دو تا کنیم

با بازگشت و توبه، جامه‌ی نافرمانی را از تن بیرون آوریم و یک‌دل و یک‌رنگ شویم و در راه عبادت خدا کمر خم کنیم.

چند آید این خیال و رود در سرای دل
تا کی مقام دوست به دشمن رها کنیم

تا کی این اندیشه‌های بیهوده به دل ما راه یابد و از دل بیرون رود؟ تا چه زمانی جایگاه عشق و یاد خدا را به دشمن، یعنی خواهش‌های نفسانی، واگذار کنیم؟

چون برترین مقام ملک دون قدر ماست
چندین به دست دیو زبونی چرا کنیم

با اینکه برترین جایگاه فرشتگان برای انسانِ بلندمرتبه و شایسته است، چرا خود را این‌گونه به دست دیو نفس و خواری بسپاریم؟

سیم دغل خجالت و بدنامی آورد
خیز ای حکیم تا طلب کیمیا کنیم

مال و سیمِ نادرست و فریبکارانه سرانجام شرمندگی و بدنامی به بار می‌آورد؛ ای خردمند، برخیز تا در جست‌وجوی کیمیای پاکی و کمال باشیم.

بستن قبا به خدمت سالار و شهریار
امیدوارتر که گنه در عبا کنیم

اگر برای خدمت به پادشاه و فرمانروای دنیا کمر ببندیم، امید آن است که گناهان خود را در پناه آن خدمت و جامه پنهان کنیم؛ اما شایسته‌تر آن است که به جای تکیه بر بزرگان دنیا، به خدا پناه ببریم.

سعدی، گدا بخواهد و منعم به زر خرد
ما را وجود نیست بیا تا دعا کنیم

سعدی می‌گوید: گدا خواسته‌ای دارد و توانگر با زر و مال خویش نیازش را برمی‌آورد؛ اما ما چیزی از خود نداریم، پس بیایید دعا کنیم.

یارب تو دست گیر که آلا و مغفرت
در خورد تست و در خور ما هر چه ما کنیم

خدایا، خودت دستگیر ما باش؛ زیرا نعمت‌ها و آمرزش شایسته‌ی توست و هرچه ما انجام دهیم، درخور و سزاوار حال و کردار خود ماست.

معنی این شعر با کمک هوش مصنوعی تولید و توسط تیم تحریریه سایت ویرایش و تنظیم شده است

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤