امشب آن شمع شب‌افروز به کاشانه ی کیست - ادبستان شعر پارسی % %

امشب آن شمع شب‌افروز به کاشانه ی کیست

سحاب اصفهانی – غزل شماره 85

امشب آن شمع شب‌افروز به کاشانه ی کیست

روشن از ماه جهانتاب رخش خانه ی کیست

آنکه زافسانه ی من دوش نمی‌رفت به خواب

امشبش دیده به خواب خوش از افسانه ی کیست

زلف و خالی همه دین و دل خلقی بربود

کس ندانست که این دام که آن دانه ی کیست

صد پری جلوه گر از هر طرفی بین چه عجب

گر نداند دل سرگشته که دیوانه ی کیست

نه به کس مایل مهر است نه کین حیرانم

کآشنای که بود آن مه و بیگانه ی کیست

ساغر عیش من از باده ی وصلت خالی است

تا لبالب ز می وصل تو پیمانه ی کیست

جای آن ماه بود خانه ی بیگانه سحاب

بنگر آن گنج گرانمایه به ویرانه ی کیست

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤