فروغ عارض او یا سپیده ی سحر است - ادبستان شعر پارسی % %

فروغ عارض او یا سپیده ی سحر است

خواجوی کرمانی – غزل شماره 87

فروغ عارض او یا سپیده ی سحر است

که رشک طلعت خورشید و طیره ی قمر است

لطیفه ای ست جمالش که از لطافت و حسن

ز هر چه عقل تصور کند لطیف تر است

برون ز نرگس پر خواب و روی چون خور دوست

گمان مبر که مرا آرزوی خواب و خور است

ز هر که از رخ زیبای او خبر پرسم

چو نیک بنگرم آن هم ز شوق بیخبر است

اگرچه مایه ی خوبی لطافتست ولیک

تو را ورای لطافت لطیفه ی دگر است

بدین صفت ز تکبّر به دوستان مگذر

اگرچه عمر عزیزی و عمر بر گذر است

به هر کجا که نظر میکنم ز غایت شوق

خیال روی توام ایستاده در نظر است

اگر تو شور کنی من تُرُش نخواهم شد

که تلخ از آن لب شیرین مقابل شکر است

ز بی زریست که آب رخم رود بر باد

اگرچه کار رخ از سیم اشک همچو زر است

مرا هر آینه لازم بود جلای وطن

چرا که مصلحت کار بیدلان سفر است

ز بحر شعر مر او را بسی غنیمت هاست

که از لطافت خواجو سفینه پر گهر است

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤