دلداده ایم وز پی دلدار می‌رویم - ادبستان شعر پارسی % %

دلداده ایم وز پی دلدار می‌رویم

خواجوی کرمانی – غزل شماره 666

دلداده ایم وز پی دلدار می‌رویم

با خون دیده و دل افگار می‌رویم

یاران به همتی مدد حال ما شوید

کز این دیار بی دل و بی یار می‌رویم

ما را به حال خود بگذارید و بگذرید

کز جورِ یار و غصّه ی اغیار می‌رویم

گو پیر خانقاه بدان حال ما که ما

از خانقه به خانه ی خمّار می‌رویم

منصوروار اگر ز اناالحق زدیم دم

این دم نگر که چون به سرِ دار می‌رویم

تا چشمِ می‌ْپرست تو بیمار خفته است

هر لحظه ای به پرسش بیمار می‌رویم

آزار می‌نمایی و بیزار می‌شوی

دریاب کز بر تو به آزار می‌رویم

نی زر به دست مانده و نی زور در بدن

زاری‌کنان ز خاک درت زار می‌رویم

با چشم دُر نثار به اردوی ایلخان

مشنو که بهر اجری و ادرار می‌رویم

گفتی که هست چاره ی بیچارگان سفر

چون چاره رفتن است به ناچار می‌رویم

خواجو چو یار وعده ی دیدار داده است

ما بر امید وعده ی دیدار می‌رویم

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤