مستم ز دو چشم نیمه مستش - ادبستان شعر پارسی % %

مستم ز دو چشم نیمه مستش

خواجوی کرمانی – غزل شماره 568

مستم ز دو چشم نیمه مستش

وز پای درآمدم ز دستش

گفتم بنشین و فتنه بنشان

برخاست قیامت از نشستش

آن را که دلی به دست نارد

دادیم عنان دل به دستش

جان تشنه ی لعل آبدارش

دل بسته ی زلف پر شکستش

هستم به گمان که هست یا نیست

آن درج عقیق نیست هستش

در عین خمار چند باشیم

چون مردم چشم می پرستش

یاران ز می شبانه مستند

خواجو ز دو چشم نیمه مستش

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤