سبزه پیرامن سرچشمه ی نوشش نگرید - ادبستان شعر پارسی % %

سبزه پیرامن سرچشمه ی نوشش نگرید

خواجوی کرمانی – غزل شماره 378

سبزه پیرامن سرچشمه ی نوشش نگرید

شبه بر گوشه ی یاقوت خموشش نگرید

شام شبگون سحرپوش قمر فرسا را

زیور برگ گل غالیه پوشش نگرید

عقل را صید کمند افکن جعدش بینید

روح را تشنه ی سرچشمه ی نوشش نگرید

بُت ضحّاک من آن مه که به رخ جام جم است

آن دو افعی سیه بر سر دوشش نگرید

من که از حلقه ی گوشش شده ام حلقه به گوش

گوشداری من حلقه به گوشش نگرید

جانم از جام لبش گشت به یک جرعه خراب

باده ی لعل لب باده فروشش نگرید

خواجو از میکده اش دوش به دوش آوردند

اینهمه بیخودی از مستی دوشش نگرید

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤