حدیث آرزومندی جوابی هم نمی ارزد - ادبستان شعر پارسی % %

حدیث آرزومندی جوابی هم نمی ارزد

خواجوی کرمانی – غزل شماره 328

حدیث آرزومندی جوابی هم نمی ارزد

خمار آلوده ای آخر شرابی هم نمی ارزد

خرابی همچو من کو مست در ویرانه ها گردد

اگر گنجی نمی ارزد خرابی هم نمی ارزد

سزد چون دعد اگر هر دم برآرم بی رباب افغان

که این مجلس که من دارم ربابی هم نمی ارزد

گدایی کو کند دائم دعای دولت سلطان

گر انعامی نمی شاید ثوابی هم نمی ارزد

بدین توسن کجا یارم که با او همعنان باشم

که این مرکب که من دارم رکابی هم نمی ارزد

بگو ای پیک مشتاقان بدان حضرت که مهجوری

سلامی گر نمی شاید جوابی هم نمی ارزد

چه باشد گر غریبی را به مکتوبی کنی خرّم

به غربت مانده ای آخر خطایی هم نمی ارزد

بیا بر چشم من بنشین اگر سرچشمه ای خواهی

سر آبی چنین آخر سرابی هم نمی ارزد

تو در خواب خوش نوشین و من در حسرت خوابی

دریغ این چشم بیدارم که خوابی هم نمی ارزد

بدین مخمور دردی نوش از آن می شربتی در ده

دل محرور بیماری لعابی هم نمی ارزد

تو آب زندگی داری و خواجو تشنه جان داده

دریغا جان مستسقی به آبی هم نمی ارزد

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤