به مهر روی تو در آفتاب نتوان دید - ادبستان شعر پارسی % %

به مهر روی تو در آفتاب نتوان دید

خواجوی کرمانی – غزل شماره 283

به مهر روی تو در آفتاب نتوان دید

به بوی زلف تو در مشک ناب نتوان دید

دو چشم مست تو دیشب به خواب می دیدم

ولی چه سود که آن جز به خواب نتوان دید

اگرچه آب رخت عین آتش است ولیک

فروغ آتش رویت در آب نتوان دید

چو ماه مهر فروزت به زیر سایه ی شب

به هیچ روی مهی شب نقاب نتوان دید

رخ تو در شکن زلف پر شکن دیدم

اگرچه در شب تار آفتاب نتوان دید

خواص چشمه ی نوشت که جوهر روح است

بیار باده که جز در شراب نتوان دید

دل شکسته ی خواجو خراب گشت و رواست

که گنج عشق تو جز در خراب نتوان دید

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤