یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه ی کیست-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه ی کیست-همراه با معنی و تفسیر

یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه ی کیست


حافظ-غزل شماره 67

 

یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه ی کیست

جان ما سوخت بپرسید که جانانه ی کیست

حالیا خانه برانداز دل و دین من است

تا در آغوشِ که می‌خسبد و همخانه ی کیست

باده ی لعل لبش کز لب من دور مباد

راحِ روحِ که و پیمان ده پیمانه ی کیست

دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو

باز پرسید خدا را که به پروانه ی کیست

می‌دهد هر کسش افسونی و معلوم نشد

که دل نازک او مایل افسانه ی کیست

یا رب آن شاهوشِ ماهرخِ زهره جبین

دُرّ یکتای که و گوهر یک دانه ی کیست

گفتم آه از دل دیوانه ی حافظ بی تو

زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه ی کیست

 


معنی بیت های نخستین

1. یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه ی کیست / جان ما سوخت بپرسید که جانانه ی کیست:
خدایا! این شمع روشنگر دل‌ها از خانه‌ی کیست؟ جان ما سوخته است، بپرسید این جانانه (معشوق آتشین‌روح) از آن کیست؟ این عشق سوزان، خانه‌ی وجودمان را روشن کرده، اما مالکش کیست؟

2. حالیا خانه برانداز دل و دین من است / تا در آغوشِ که می‌خسبد و همخانه ی کیست:
اکنون خانه‌ی دل و دین من ویران شده است. ببینید در آغوش که آرمیده و همخانه‌ی کیست؟ گویا دل من جایی دیگر اسیر شده و هم‌نشینی جز غم ندارد.

3. باده ی لعل لبش کز لب من دور مباد / راحِ روحِ که و پیمان ده پیمانه ی کیست:
باده‌ی لعل لبش (شراب عشق) که از لب من دور مباد! این نوشانوش روح‌افزای کیست و آن کسی که پیمانه‌ها می‌بخشد، چه کسی است؟ عشق او شرابی است که هرگز نمی‌خواهم از آن محروم بمانم.

4. دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو / باز پرسید خدا را که به پروانه ی کیست:
خوشا به حال آن‌که در حضور آن شمع سعادت (معشوق) نور می‌گیرد! باز هم از خدا بپرسید که این نور از آنِ کدام پروانه (عاشق) است؟ هر که به او نزدیک شود، بهره‌ای از نور سعادت می‌برد.

معنی بیت های پایانی

5. می‌دهد هر کسش افسونی و معلوم نشد / که دل نازک او مایل افسانه ی کیست:
هر کس برای او افسونی می‌سازد، اما هنوز روشن نیست که دل نازک او به کدام افسانه (عشق) گرایش دارد. همه در پی دل‌ربایی او هستند، اما او خود اسیر کدام دلداده است؟

6. یا رب آن شاهوشِ ماهرخِ زهره جبین / دُرّ یکتای که و گوهر یک دانه ی کیست:
خدایا! آن شاه‌وش (معشوق ماه‌رخ و زیبا) که مانند زهره (ناهید) تابان است، این گوهر یگانه و درّ بی‌نظیر از آن کیست؟ زیبایی او چنان بی‌همتاست که گویی گنجی نهفته در دریای وجود است.

7. گفتم آه از دل دیوانه ی حافظ بی تو / زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه ی کیست:
گفتم: «آه از دل دیوانه‌ی حافظ که بی‌توست.» او زیر لب با خنده گفت: «این دیوانه از آن کیست؟» گویا عشق من برایش آشکار است، اما باز هم با ناز می‌پرسد تا شوقم را افزون کند.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤