صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش-همراه با معنی و تفسیر

صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش


حافظ-غزل شماره 275

 

صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش

وین زهد خشک را به می خوشگوار بخش

طامات و شطح در ره آهنگ چنگ نه

تسبیح و طیلسان به می و میگسار بخش

زهد گران که شاهد و ساقی نمی‌خرند

در حلقه ی چمن به نسیم بهار بخش

راهم شراب لعل زد ای میر عاشقان

خون مرا به چاه زنخدان یار بخش

یا رب به وقت گل گنه بنده عفو کن

وین ماجرا به سرو لب جویبار بخش

ای آنکه ره به مشرب مقصود برده‌ای

زین بحر قطره‌ای به من خاکسار بخش

شکرانه را که چشم تو روی بتان ندید

ما را به عفو و لطف خداوندگار بخش

ساقی چو شاه نوش کند باده ی صبوح

گو جام زر به حافظ شب زنده دار بخش


معنی بیت های نخستین

۱. صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش / وین زهد خشک را به می خوشگوار بخش:
حافظ خطاب به صوفی می‌گوید: گلی بچین (کنایه از زیبایی و حقیقت) و مرقع (جامه وصله‌دار صوفیان) را به خار (کنایه از دنیای پر از رنج) ببخش. همچنین زهد خشک و بی‌روح را به شراب خوشگوار (کنایه از عشق و حقیقت) تبدیل کن.

۲. طامات و شطح در ره آهنگ چنگ نه / تسبیح و طیلسان به می و میگسار بخش:
شاعر می‌گوید: سخنان بی‌اساس (طامات) و گفتارهای عارفانه پیچیده (شطح) را کنار بگذار و تسبیح و طیلسان (نمادهای زهد و تصوف) را به شراب و شرابخواران (نماد عشق و رهایی) ببخش.

۳. زهد گران که شاهد و ساقی نمی‌خرند / در حلقه ی چمن به نسیم بهار بخش:
حافظ زهد سنگین و بی‌حاصل را که نمی‌تواند شاهد (معشوق) و ساقی (رساننده شراب عشق) را به دست آورد، به نسیم بهار (نماد طراوت و زندگی) می‌بخشد.

۴. راهم شراب لعل زد ای میر عاشقان / خون مرا به چاه زنخدان یار بخش:
شاعر می‌گوید: راه من با شراب لعل (نماد عشق) روشن شده است. ای سرور عاشقان، خون مرا (کنایه از جان و وجودم) به چاه زنخدان یار (معشوق) ببخش.

معنی بیت های پایانی

۵. یا رب به وقت گل گنه بنده عفو کن / وین ماجرا به سرو لب جویبار بخش:
حافظ از خداوند می‌خواهد: در زمان شکوفایی (بهار زندگی)، گناهان این بنده را ببخش و این ماجرا را به سرو (نماد زیبایی و آزادگی) و جویبار (نماد جریان زندگی) واگذار کن.

۶. ای آنکه ره به مشرب مقصود برده‌ای / زین بحر قطره‌ای به من خاکسار بخش:
شاعر خطاب به کسی که به مقصود (حقیقت) رسیده است، می‌گوید: از این دریای بیکران (حقیقت)، قطره‌ای به من خاکسار (فرد نیازمند) ببخش.

۷. شکرانه را که چشم تو روی بتان ندید / ما را به عفو و لطف خداوندگار بخش:
حافظ می‌گوید: به شکرانه این که چشم تو روی بتان (نماد زیبایی‌های دنیوی) را ندیده است، ما را به عفو و لطف خداوند ببخش.

۸. ساقی چو شاه نوش کند باده ی صبوح / گو جام زر به حافظ شب زنده دار بخش:
شاعر خطاب به ساقی می‌گوید: هنگامی که شاه (کنایه از معشوق یا حقیقت) شراب صبحگاهی را نوشید، به حافظ شب‌زنده‌دار (عاشق شب‌زنده‌دار) جام زرین (شراب) ببخش.


تفسیر شعر

این شعر حافظ با زبانی طنزآمیز و انتقادی، به نقد ریاکاری و زهد ظاهری صوفیان و زاهدان می‌پردازد و در عین حال، عشق و شادی را به عنوان راهی راستین برای رسیدن به حقیقت معرفی می‌کند. حافظ از صوفی می‌خواهد که به جای تظاهر به زهد و ریاضت، به زیبایی‌های زندگی و لذت‌های حلال روی آورد. او تسبیح و طیلسان (نمادهای زهد) را بی‌ارزش می‌داند و آن‌ها را در برابر شراب و شادی، که نماد عشق و حقیقت هستند، قربانی می‌کند. حافظ همچنین از عشق زمینی به عنوان راهی برای رسیدن به عشق الهی یاد می‌کند و از معشوق می‌خواهد که با لطف خود، گناهانش را ببخشد. در نهایت، او از ساقی می‌خواهد که جام شراب را به او بدهد تا در شب‌های زنده‌داری، به حقیقت برسد.

این شعر ترکیبی از عرفان، عشق و انتقاد اجتماعی است و حافظ در آن، ریاکاری را رد می‌کند و راه عشق و شادی را به عنوان مسیری اصیل برای رسیدن به خداوند پیشنهاد می‌دهد.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤