آن که از سنبل او غالیه تابی دارد-همراه با معنی و تفسیر

آن که از سنبل او غالیه تابی دارد


حافظ-غزل شماره 124

 

آن که از سنبل او غالیه تابی دارد

باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد

از سر کشته ی خود می‌گذری همچون باد

چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد

ماهِ خورشید نمایش ز پس پرده ی زلف

آفتابی ست که در پیش سحابی دارد

چشم من کرد به هر گوشه روان سیل سرشک

تا سهی سرو تو را تازه تر آبی دارد

غمزه ی شوخ تو خونم به خطا می‌ریزد

فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد

آب حیوان اگر این است که دارد لب دوست

روشن است این که خضر بهره سرابی دارد

چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر

ترک مست است مگر میل کبابی دارد

جان بیمار مرا نیست ز تو روی سوال

ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد

کی کند سوی دل خسته ی حافظ نظری

چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد

 


معنی بیت های نخستین

1. آن که از سنبل او غالیه تابی دارد / باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد:
آن معشوقی که از موهای سنبل‌گونه‌اش بوی خوش غالیه می‌آید، باز هم با دل‌باختگان ناز و عتاب دارد. حافظ در این بیت به دوگانگی رفتار معشوق اشاره می‌کند که هم جذب می‌کند و هم می‌رنجاند.

2. از سر کشته ی خود می‌گذری همچون باد / چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد:
تو از کنار کشته‌ی عشق خود (من) همچون باد می‌گذری، چه می‌توان کرد که عمر کوتاه است و شتاب دارد. این بیت شکایت از بی‌اعتنایی معشوق و گذرایی زمان است.

3. ماهِ خورشید نمایش ز پس پرده ی زلف / آفتابی ست که در پیش سحابی دارد:
ماه‌رویی که از پس پرده‌ی زلفش خورشیدنمایی می‌کند، آفتابی است که در پس ابری از مو پنهان شده. این تصویرپردازی زیبا، معشوق را به خورشیدی پشت ابر تشبیه می‌کند.

4. چشم من کرد به هر گوشه روان سیل سرشک / تا سهی سرو تو را تازه تر آبی دارد:
چشم من در هر سو سیل اشک جاری کرده است تا قامت بلند تو مانند سروی تازه‌تر و شاداب‌تر بماند. این بیت نشان‌دهنده‌ی فداکاری عاشق برای معشوق است.

5. غمزه ی شوخ تو خونم به خطا می‌ریزد / فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد:
نظر نافذ و بازیگوش تو خون مرا به ناحق می‌ریزد، اما این رفتارش را می‌بخشم چرا که نیک‌اندیش و خوش‌فکر است. حافظ در این بیت عاشقانه از خطای معشوق گذشت می‌کند.

معنی بیت های پایانی

6. آب حیوان اگر این است که دارد لب دوست / روشن است این که خضر بهره سرابی دارد:
اگر آب حیات در لب معشوق است، پس واضح است که خضر (که به آب حیات دست یافت) تنها به سرابی دست یافته است. این بیت با اغراق زیبا، برتری معشوق را بر همه‌ی موهبت‌ها نشان می‌دهد.

7. چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر / ترک مست است مگر میل کبابی دارد:
چشم مست تو قصد جگر (دل) من را دارد، گویی ترک مست (چشمان تو) میل به کباب جگر دارد! این بیت با طنز و کنایه، نگاه معشوق را توصیف می‌کند.

8. جان بیمار مرا نیست ز تو روی سوال / ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد:
جان بیمار من از تو چیزی نمی‌خواهد، خوشا به حال آن بیمار دل که از معشوق پاسخی دریافت می‌کند. این بیت حسرت عاشق بی‌پاسخ را بیان می‌کند.

9. کی کند سوی دل خسته ی حافظ نظری / چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد:
چشم مست معشوق که در هر سو خرابی به بار می‌آورد، کی به سوی دل شکسته‌ی حافظ نظری خواهد کرد؟ این بیت هم شکایت است و هم التماس برای توجه معشوق.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها