
این فنجان قهوه هم تمام می شود
و از این کافه هم خواهیم رفت .
و من هنوز به حرف هایی فکر میکنم
که برای نگفتن داریم … .
*****
مي آيي عاشق مي كني .
محو مي شوي
تا فراموشت مي كنم .
دوباره مي آيي
تازه مي كني خاطرات را .
محو مي شوي
به راستي كه سراب از تو با ثبات تر است …!!!
*****
آخرین ها
همیشه آدم را به فنا می دهند .
پُک آخر
پیک آخر
و دیدار آخر .
*****
من را رها کن لطفا .!
دو دستم که عمري به سوي تو دراز است
رها کن !
من را که نمي تواني بالا بکشي !
مي ترسم
خودت هم به زمين بيفتی .!
*****
من هر روز در تلاشم
تا خاطرم بماند
و تو هر شب دعا مي كني
كه فراموش كني .
خاطراتمان چه بلا تكليف اند !
*****
کوتاه ترین شب هم
بی تو نمی گذشت .
رحم کن
امشب شب یلداست .
*****
من و تو که دیگر خوب می دانیم
جمعه سال هاست
که هیچ داستان خوشایندی ندارد
پس بیا از همین الان
به استقبال عصر دلگیر جمعه برویم … .
*****
چگونه مي خواهي
دوستت دارم هايت را
باور كنم؟!
وقتي رد دندان هاي من را
گوشه ي شكلات هديه ي تو
در روز عشاق مي بيند ؟!
كاش مي فهميدي كاغذ كادو را
مخفيانه باز كرده ام … .
واژگان کلیدی: اشعار میلاد تهرانی،نمونه شعر میلاد تهرانی،شاعر میلاد تهرانی،شعری از میلاد تهرانی،شعرهای میلاد تهرانی،یک شعر از میلاد تهرانی،شعر نو میلاد تهرانی،شعر کوتاه میلاد تهرانی.









