
باد دارد درست از جایی می وزد
که بوسه هایمان گل کرد
بیا دوباره برگردیم
باد مست
بوسه مست
و دختری که گل های پیرهنش را
به آب های بی قراری داده است .
*****
بوی خزه ی اقیانوس می دهد
چشمم ، مویم ، دهنم
و فوج فوج
مرغ دریایی از فراز سرم
این شعر
تلخ شنا می کند در من .
*****
دیدی آن مرد آمد ؟
آن مرد در باران آمد و مرا با خود برد
شنیدی دو دست،شاخه بود و صدا می زد :
مشیانه ! مشیانه !
دیدی چطور از آبادی گذشتیم
و در مغاک ، خاک شدیم
و از تکاپوی گیاه افتادیم
و ساقه ی ریواس در گلویمان پژمرد
هنوز چراغ شکسته ام را می گیرانم
و در مسیر بادها می ایستم
کسی مرا به نام بخواند
کسی مرا به نام بخواند .
واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر نو،شعر کوتاه،شعر کوتاهی از،نرگس باقري.









