نانوردیم و خوار و این نه شگفت
کسایی مروزی – دیوان اشعار شماره 10 مردم و زمانه نانوردیم و خوار و این نه شگفت که بر ورد خار نیست نورد مردم اندر خور زمانه شده ست نرد چون شاخ گشت و شاخ چون نرد
کسایی مروزی – دیوان اشعار شماره 10 مردم و زمانه نانوردیم و خوار و این نه شگفت که بر ورد خار نیست نورد مردم اندر خور زمانه شده ست نرد چون شاخ گشت و شاخ چون نرد
کسایی مروزی – دیوان اشعار شماره 9 سرخ رویی و زردرویی نورد بودم، تا ورد من مُورَّد بود برای ورد مرا ترک من همی پرورد کنون گران شدم و سرد و نانورد شدم از آن سبب که به خیری همی بپوشم ورد
کسایی مروزی – دیوان اشعار شماره 8 مرگ امیر آن کس که بر امیر در مرگ باز کرد بر خویشتن نگر نتواند فراز کرد
کسایی مروزی – دیوان اشعار شماره 7 نرگس نرگس نگر، چگونه همی عاشقی کند بر چشمکان آن صنم خَلُّخی نژاد گویی مگر کسی بشد، از آب زعفران انگشت زرد کرد و به کافور برنهاد
کسایی مروزی – دیوان اشعار شماره 6 جنازه ی دوست جنازه ی تو ندانم کدام حادثه بود که دیده ها همه مصقول کرد و رخ مجروح از آب دیده چو طوفان نوح شد همه مرو جنازه ی تو بر آن آب همچو کشتی نوح
کسایی مروزی – دیوان اشعار شماره 5 به نوبهار به نوبهار جهان تازه گشت و خرم گشت درخت سبز عَلَم گشت و خاک مُعْلَم گشت نسیم نیمشبان جبرئیل گشت مگر که بیخ و شاخ درختان خشک مریم گشت
کسایی مروزی – دیوان اشعار شماره 4 دشمنی مذهبی هیچ نپذیری چون ز آل نبی باشد مرد زود بخروشی و گویی نه صواب است، خطاست بی گمان، گفتن تو باز نماید که تو را به دل اندر غضب و دشمنی آل عباست
کسایی مروزی – دیوان اشعار شماره 3 به شاهراه نیاز به شاهراه نیاز اندرون سفر مسگال که مرد کوفته گردد بدان ره اندر سخت وگر خلاف کنی طمع را و هم بروی بدرّد ار به مثل آهنین بود هملخت
کسایی مروزی – دیوان اشعار شماره 2 موی سپید و روی سیاه چون سر من سپید دید بتم گفت تشبیه شیب و سخت عجب گفت: موی سپید و روی سیاه همچو روز است در میانه ی شب !
در این بخش ” ابیات پراکنده کسایی مروزی ” نوشته شده است . این ابیات، ابیاتی هستند که در فرهنگ های لغت به نام کسایی ثبت شده است.برخی از آنها به هم پیوسته و برخی دیگر جدا هستند که ما هر کدام را با نشانه ی ستاره * از یکدیگر جدا کرده ایم. بگشای … ادامه
در این بخش ” رباعیات کسایی مروزی ” نوشته شده است . برای خواندن هر شعر ، روی آن کلیک کنید : شعر شماره 1 : این هستی تو، هستی هست دگر است شعر شماره 2 : گر در عمری شبی به ما پردازد شعر شماره 3 : نارفته به شاهراه وصلت گامی پایان … ادامه
در این بخش ” دیوان اشعار کسایی مروزی ” نوشته شده است . برای خواندن هر شعر ، روی آن کلیک کنید : شعر شماره 1 : باد صبا درآمد فردوس گشت صحرا شعر شماره 2 : چون سر من سپید دید بتم شعر شماره 3 : به شاهراه نیاز اندرون سفر مسگال شعر … ادامه