لب بجنبان که سرِ تنگِ شکر بگشاید
وحشی باقی- غزل شماره 157 لب بجنبان که سرِ تنگِ شکر بگشاید شکرستانِ ترا قفل ز در بگشاید غمزه را بخش اجازت که به خنجر بکند دیدهای کو به تو گستاخ نظر بگشاید رهِ نظارگیان بسته به مژگان فرما که به یک چشم زدن راهِ گذر بگشاید در گلویم ز تو این گریه که شد … ادامه



