کسی کز رشک من محروم از آن پیمان شکن گرید
وحشی باقی- غزل شماره 181 کسی کز رشک من محروم از آن پیمان شکن گرید اگر در بزمِ او بیند مرا، بر حالِ من گرید به بزم عیشِ بی دردان به جانم، کو غم آبادی که سوزد یک طرف مجنون و یک سو کوهکن گرید چه میپرسی حدیثِ درد پروردی که احوالش کسی هرگز نفهمد … ادامه



