بایگانی‌های رباعیات مهستی - صفحه 20 از 25 - ادبستان شعر پارسی

گفتی که مرا بی تو بسی غمخواره است

مهستی گنجوی – رباعی شماره 64 (1) گفتی که مرا بی تو بسی غمخواره است بی رشوت و پاره از توام صد چاره است گر رشوه طلب کنی، مرا .ون رشوه است ور پاره طلب کنی، مرا .س پاره است   واژگان دشوار: 1– نقاطی که با نقطه چین نشان داده ایم، دور از ادب … ادامه

گفتم که لبم به بوسه ای مهمان است

مهستی گنجوی – رباعی شماره 62 گفتم که لبم به بوسه ای مهمان است گفتا که بهای بوسه ی من جان است عقل آمد و در پهلوی من زد انگشت یعنی که خموش، بیع … که ارزان است (1)   واژگان دشوار:1– این مصراع در نسخه اصلی محو شده و تا همین حد قابل خواندن … ادامه

کار از لب خشک و دیده ی تر بگذشت

مهستی گنجوی – رباعی شماره 61 (1) کار از لب خشک و دیده ی تر بگذشت تیر ستمت ز جان و دل بر بگذشت آبیم نمود بس تنک آتش عشق چون پای بر آن نهادم از سر بگذشت واژگان دشوار:1– این شعر در نزهة المجالس به “سیدمرتضی” منسوب است.  

.س چاه عقیقیست، پناهی دهدت

مهستی گنجوی – رباعی شماره 60 (1) .س چاه عقیقیست، پناهی دهدت (2) وز بالش نقره تکیه گاهی دهدت نه نقطه ی سیماب چو ریزی در وی نه ماه شود چهارده ماهی دهدت واژگان دشوار: 1-این شعر با اندکی تغیر، به نام خاقانی نیز ثبت شده است.     2-قسمتی که با نقطه چین نوشته شده، دور … ادامه

قاضی چو زنش حامله شد زار گریست

مهستی گنجوی – رباعی شماره 58   قاضی چو زنش حامله شد زار گریست گفتا ز سر قهر که این واقعه چیست من پیرم و .یر من نمی خیزد هیچ (1) وین قحبه نه مریم است، این بچه ی کیست واژگان دشوار:1-قسمتی که با نقطه چین نوشته شده، دور از ادب بود به ناچار آن … ادامه