
مهستی گنجوی – رباعی شماره 59
قصاب یکی دنبه برآورد ز پوست
در دست گرفت و گفت وه وه! چه نکوست
با خود گفتم که غایت حرصش بین
با این همه دنبه، دنبه میدارد دوست

مهستی گنجوی – رباعی شماره 59
قصاب یکی دنبه برآورد ز پوست
در دست گرفت و گفت وه وه! چه نکوست
با خود گفتم که غایت حرصش بین
با این همه دنبه، دنبه میدارد دوست