مه بر رخ تو گزیدنم دل ندهد
مهستی گنجوی – رباعی شماره 136 (1) مه بر رخ تو گزیدنم دل ندهد وز تو صنما بریدنم دل ندهد تا از لب نوش تو چشیدم شکری از هیچ شکر چشیدنم دل ندهد واژگان دشوار:1– این شعر در نزهة المجالس به نام رضیه گنجوی آمده است.
مهستی گنجوی – رباعی شماره 136 (1) مه بر رخ تو گزیدنم دل ندهد وز تو صنما بریدنم دل ندهد تا از لب نوش تو چشیدم شکری از هیچ شکر چشیدنم دل ندهد واژگان دشوار:1– این شعر در نزهة المجالس به نام رضیه گنجوی آمده است.
مهستی گنجوی – رباعی شماره 135 منگر به زمین که خاک و آبت بیند منگر به فلک که آفتابت بیند جانم بشود ز غیرت ای جان و جهان گر زانکه شبی کسی به خوابت بیند
مهستی گنجوی – رباعی شماره 134 مشکی که ز چین و ختن آهو دارد از چین سر زلف تو آهو دارد آن کس که شبی با غم تو یار بشد تا وقت سحر ناله و آهو دارد
مهستی گنجوی – رباعی شماره 133 گه جای کمان بازو و دوش تو رسد گه تیر سوی چشمه ی نوش تو رسد وان زه مگر از حدیث من ساخته اند زیرا که به صد حیله به گوش تو رسد
مهستی گنجوی – رباعی شماره 132 گل ساخت ز شکل غنچه پیکانی چند تا حمله برد به حسن بر تو دلبند خورشید رخت چو تیغ بنمود از دور پیکان سپری کرد سپر هم افکند
مهستی گنجوی – رباعی شماره 131 گفتم نظری که عمر من فاسد شد گفتا ز حسد جهان پر از حاسد شد گفتم بوسی به جان دهی گفت برو بازار لب من اینچنین کاسد شد
مهستی گنجوی – رباعی شماره 130 (1) گفتم می خوشگوار پیش آور زود گفتا شب آدینه نخواهی آسود گفتم که نه گل سال دگر باز آید وآدینه به هر هفته یکی خواهد بود واژگان دشوار: 1-این شعر در دیوان جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی نیز دیده می شود.
مهستی گنجوی – رباعی شماره 129 (1) گر ملک تو مصر و روم و چین خواهد بود آفاق تو را زیر نگین خواهد بود خوش باش که عاقبت نصیب من و تو ده گز کفن و سه گز زمین خواهد بود واژگان دشوار : 1-این شعر در دیوان باباافضل کاشانی نیز آمده است.
مهستی گنجوی – رباعی شماره 128 کس عاشق آن لب چو شهد تو مباد جز فرقد و مَه، مرقد و مهد تو مباد ………………………………… ………………………………… (1) واژگان دشوار : 1-در نزهة المجالس، بیت دوم نوشته نشده است و با جستجوی فراوان، نتوانستیم بیت دوم را پیدا کنیم !
مهستی گنجوی – رباعی شماره 127 کس چون تو به عقل زندگانی نکند در شیوه ی عشق مهربانی نکند ای یار سبک روح ز وصلت امشب شادم اگر این صبح گرانی نکند
مهستی گنجوی – رباعی شماره 126 کردی به سخن پریرم از هجر آزاد بر وعده ی بوسه دی دلم کردی شاد گر زآنچه پریر گفته ای ناری یاد باری سخنان دینه بر یادت باد
مهستی گنجوی – رباعی شماره 125 قصه چه کنم که اشتیاق تو چه کرد با من دل پر زرق و نفاق تو چه کرد چون زلف دراز تو شبی می باید تا با تو بگویم که فراق تو چه کرد