بایگانی‌های قصاید قاآنی - صفحه 28 از 30 - ادبستان شعر پارسی

در همایون ساعتی فرخنده چون عهد شباب

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 25 مطلع ثانی در همایون ساعتی فرخنده چون عهد شباب در بهین روزی چو روز وصل خوبان دیریاب در مبارکتر دمی‌کز اتصالات سعود تا ابد در عرصهٔ ی گیتی نبینی انقلاب خلعتی آمدکه‌گویی‌کرده نساج ازل تارش ازگیسوی حور و پودش از نور شهاب گوهر آگین خلعتی ‌کز نور گوهرهای او … ادامه

صبحدم کز جانب مشرق برآمد آفتاب

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 24 در تهنیت نظام الدوله هنگام آوردن خلعت شاهنشاه غازی در هنگام ولیعهدی صبحدم کز جانب مشرق برآمد آفتاب همچو بخت پادشه بیدار شد چشمم ز خواب روی ناشسته ز دم جامی مئی کز بوی او تا لب گور آید از لبهای من بوی شراب زان مئی کز جام کیخسرو … ادامه

بدا به حالت آن مجرمی‌که روز حساب

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 23 وله ایضاً فی مدحه بدا به حالت آن مجرمی‌که روز حساب به قدر یک شب هجر تواش‌کنند عذاب خوشا به حالت آن زاهدی‌که در محشر به قدر یک دم وصل تواش دهند ثواب کمند زلف خم اندر خمت ز هر تاری به‌گردن دلم افکند صدهزار طناب حرارت تب شوقم … ادامه

ای تو را در چهره آب و وی تو را در طره تاب

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 22 د‌ر مدح حسین خان نظام الدوله فرماید ای تو را در چهره آب و وی تو را در طره تاب در دلم زان آب تاب و بر رخم زین تاب آب هست در چشمم عیان و هست در جسمم نهان هرچه در روی‌تو آب و هرچه در موی تو … ادامه

آنچه من بینم به بیداری نبیند کس به خواب

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 21 هنگام نهضت عباس شاه غازی طاب ثراه از خراسان و ماندن محمدشاه غازی نورالله مرقده فرماید آنچه من بینم به بیداری نبیند کس به خواب زانکه در یکحال هم در راحتم هم در عذاب گاه‌گریم چون صراحی‌گاه خندم چون قدح گاه بالم چون صنوبرگاه نالم‌چون رباب بر به حال … ادامه

دو قلاع کفرند با هم مصاحب

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 20 د‌ر مدح حاجی میرزا آقاسی فرماید دو قلاع کفرند با هم مصاحب یکی تیغ خسرو یکی‌کلک صاحب یکی خرمن ظلم را برق خاطف یکی‌کشته ی عدل را مزن ساکب یکی ضبط ملک عجم را مزاول یکی ربط دین عرب را مواظب یکی ماشطه ی چهر ملک از مساعی یکی … ادامه

دوشم مگر چه بود که هیچم نبرد خواب

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 19 در منقبت علی بن ابیطالب صلوات لله علیه فرماید دوشم مگر چه بود که هیچم نبرد خواب پروین به رخ فشاندم تا سر زد آفتاب بیدار بود خادمکی در سرای من گفت از چه خواب می نروی دادمش جواب کامروز بخت خواجه ز من پرسشی نمود زین پس چو … ادامه

خیمه ی زربفت زد بر چرخ نیلی آفتاب

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 18 در تهنیت عید مولود امیرالمؤمنین علیه السلام و مدح پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه خیمه ی زربفت زد بر چرخ نیلی آفتاب از پرند نیلگون آویخت بس زرین طناب بال بگشود از پس شام سیه صبح سفید همچو سیمین شاهبازی از پی مشکین غراب عنبرین موی شب ار … ادامه

ازسروش وحدتم بر گوش هوش آمد خطاب

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 17 در مدح خاتم انبیا صلی الله علیه و آله ازسروش وحدتم بر گوش هوش آمد خطاب یافتی لا تبطل الا وقات فی عهد الشباب بعد ازین در کنج عزلت پای در دامن کشم من کجا و مستی و میخانه و جام شراب تا توانم نغمه های نای وحدت را … ادامه

نسیم خلد می رود مگر ز جویبارها

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 16 در مدح امیرکبیر میرزاتقی خان رحمه الله گوید نسیم خلد می رود مگر ز جویبارها که بوی مشک می دهد هوای مرغزارها فراز خاک و خشت ها دمیده سبزکشت ها چه کشت ها بهشت ها نه ده نه صد هزارها به چنگ بسته چنگ ها بنای هشته رنگ ها … ادامه

شاه ختن چو دوش نهان شد به مکمنا

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 15 در ستایش ملکزاده ی بی نظیر شهزاده اردشیر فرماید شاه ختن چو دوش نهان شد به مکمنا وز فرق سر فکند زر اندود گرزنا با لشکری عظیم تر از جیش روم و روس شاه حبش دو اسبه برآمد ز مکمنا پوشیده از لآلی منثور جوشنی بر جامه ی سیاه … ادامه

در خواب دوش دیدم آن سرو راستین را

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 14 در مدح ابوالمظفر محمدشاه غازی انارالله برهانه گوید در خواب دوش دیدم آن سرو راستین را بر رخ حجاب کرده از شوخی آستین را حیران صفت ستاده سر پر خمار باده بر گرد مه نهاده یک طبله مشک چین را پوشیده در دو سنبل یک دسته سرخ گل را … ادامه