بایگانی‌های قصاید قاآنی - صفحه 29 از 30 - ادبستان شعر پارسی

خیز ای غلام زین کن یکران را

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 13 در مدح مقرب الخاقان معتمدالدوله منوچهرخان گوید خیز ای غلام زین کن یکران را آن گرم سیر صاعقه جولان را آن توسنی که بسپرد از گرمی یکسان چو برق کوه و بیابان را آن گرم جنبشی که به توفاند از باد حمله توده ی ثهلان را خارا به نعل … ادامه

چه مایه مایلی ای ترک ترک و خفتان را

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 12 در مدح ابوالمظفر محمدشاه غازی طاب الله ثراه چه مایه مایلی ای ترک ترک و خفتان را یکی بیا و میازار چهر الوان را هوای جنگ چه داری نوای چنگ شنو به یک دو جام می کهنه تازه کن جان را ز شور و طیش چه دیدی به سور … ادامه

اگر مشاهده خواهی فروغ یزدان را

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 11 در مدح سلالة‌ السادت میرزا سلیمان اگر مشاهده خواهی فروغ یزدان را به صدر فضل نگر میرزا سلیمان را چراغ دوده ی خیرالبشرکه طاعت او ز لوح دهر فروشسته نقش عصیان را کلیم وار عیان بین به طور سینه ی او چو نور وادی ایمن فروغ ایمان را هر … ادامه

آراست عروس گل گلستان را

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 10 در مدح نواب شاهزاده علیقلی میرزا اعتضاد السلطنه گوید آراست عروس گل گلستان را آماده شو ای بهار بستان را وقت است که در سرود و وجد آرد شور رخ گل هزار دستان را شمشاد چو پای بر زمین کوبد ماند به گه نشاط مستان را از برگ شقایق … ادامه

گر تاج زر نهند ازین پس به سر مرا

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 9 در شکایت از ممدوح گوید گر تاج زر نهند ازین پس به سر مرا بر درگه امیر نبینی دگر مرا او باز تیز پنجه و من صعوه ی ضعیف روزی به هم فروشکند بال و پر مرا او آفتاب روشن و من ذره ی حقیر با نورش از وجود … ادامه

عید شد ساقی بیا درگردش آور جام را

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 8 فی مدح سلطان العادل محمد شاه غازی رحمة الله علیه عید شد ساقی بیا درگردش آور جام را پشت پا زن دور چرخ و گردش ایام را سین ساغر بس بود ای ترک ما را روز عید گو نباشد هفت سین رندان دردآشام را خلق را بر لب حدیث … ادامه

دوشینه چون کشید شه زنگ لشکرا

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 7 در مدح حاجی اسدالله خان شیرازی دوشینه چون کشید شه زنگ لشکرا سلطان روم را ز سر افتاد افسرا باز سفید روز بپرید از آشیان زاغ شب سیاه بگسترد شهپرا تاریک شد سپهر چو ظلمات وندرو تا زان ستاره چون به سیاهی سکندرا چونان شبی دراز که پنداشتی قضا … ادامه

گسترد بهار در زمین دیبا

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 6 در مدح ابوالمظفر محمدشاه غازی طاب لله ثراه گوید گسترد بهار در زمین دیبا چون چهر نگار شد چمن زیبا آثار پدید آب شد پنهان اسرار نهان خاک شد پیدا ابر آمد و سیم ریخت بر هامون باد آمد و مشک بیخت بر صحرا این تعبیه کرده نافه در … ادامه

شکسته خامه ی آذرگسسته نامه ی قسطا

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 5 در وصف نام ی پادشاه گیتی ستان محمدشاه غازی انارلله برهانه گوید شکسته خامه ی آذرگسسته نامه ی قسطا (1) چه خامه خامه ی خسرو چه نامه نامه ی دارا گسسته دفتر شاپور و خسته خاطر آزر شکسته رونق ارژنگ و بسته بازوی مانا به سعی خامه ی ماهر … ادامه

ای رفته پی صید غزالان سوی صحرا

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 4 در مدح نواب شاهزاده فریدون میرزا فرمانفرما ای رفته پی صید غزالان سوی صحرا بازآ به سوی شهر پی صید دل ما گر تیر زنی بر دل ما زن نه بر آهو ور دام نهی در ره ماه نه نه به صحرا نه شهر کم از دشت و نه … ادامه

دوش که این گِرد گَرد گنبد مینا

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 3 در ستایش محمد شاه دوش که این گِرد گَرد گنبد مینا آبله گون شد چو چهر من ز ثریا تند و غضبناک و سخت و سرکش و توسن از در مجلس درآمد آن بت رعنا ماه ختن شاه روم شاهد کشمر فتنه ی چین شور خلخ آفت یغما تاجکی … ادامه

به‌گردون تیره ابری بامدادان برشد از دریا

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 2 در مدح حضرت رضا علیه السلام به‌گردون تیره ابری بامدادان برشد از دریا جواهر خیز وگوهرریز وگوهربیز وگوهرزا چو چشم اهرمن خیره چو روی زنگیان تیره شده گفتی همه چیره به مغزش علت سودا شبه گون چون شب غاسق گرفته چون دل عاشق به اشک دیده ی وامق به … ادامه