بایگانی‌های قصاید قاآنی - صفحه 27 از 30 - ادبستان شعر پارسی

باز این تویی شها که جهانت مسخرست

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 37 وله ایضاْ فی مدحه باز این تویی شها که جهانت مسخرست بر تارکت ز مهر جهانتاب افسرست باز این منم ‌که طبع روانم سخن سراست شیرین کلام من به مثل تنگ شکرست باز این‌ تویی شها که سزاوار توست مدح طبعت محیط فیض و کفت‌ کان‌ گوهرست باز این … ادامه

دارد اگرچه بر همه‌کس روزگار دست

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 36 و‌له ایضاً مدحه دارد اگرچه بر همه‌کس روزگار دست دارد به پیش دست و دل شهریار دست شاه جهان بهادر دوران حسن شه آنک دارد به خسروان جهان ز افتخار دست شاهنشهی‌ که بیرون نامد ز آستین چون دست همتش یکی از صدهزار دست نگرفته است پیش کسی از … ادامه

در چشم من است آنچه به رخسار تو آب است

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 35 در ستایش شاهزاده ی رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ا‌لله ثراه فرماید در چشم من است آنچه به رخسار تو آب است در جسم من است آنچه به ‌گیسوی تو تاب است دل بی‌تو بسی تنگتر از سینه ی چنگ است جان بی‌تو بسی زارتر از … ادامه

این چه جشن است ‌کزو جان جهان در طرب است

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 34 در تهنیت خطان و تطهیر شاهزاده ی آزاده عباس میرزا ثمرة الفواد شهریار ماضی محمدشاه غا‌زی طاب ثراه فرماید این چه جشن است ‌کزو جان جهان در طرب است در نُه افلاک از او سور و سرور عجب است چرخ در رقص و زمین سرخوش و گیتی سرمست راست … ادامه

ای‌دل اقبال ‌و سعادت نه به سعی ‌و طلب است

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 33 د‌ر مدح محمدشاه غازی و حاج میرزا آقاسی فرماید ای‌دل اقبال ‌و سعادت نه به سعی ‌و طلب است این‌چنین‌کامروایی نه به عقل و ادب است جامه ی بخت به اندازه ی دانش نبرند زانکه‌دوران‌را گردش به‌خلاف‌حسب است بختیاری نه به اصل است ونسب نی به‌حسب کامگاری را چونان‌که … ادامه

این خط بی‌خطا که به از نافه ی ختاست

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 32 وله ایضاً فی مدحه این خط بی‌خطا که به از نافه ی ختاست گر مشک چین ز طیب همی خوانمش خطاست دارد ضیای اختر اگرچه سیاه روست دارد بهای‌گوهر اگرچه شبه نماست در راستی بود الفش قامت نگار نونش اگرچه برصفت پشت من دوتاست عینش هلال شکل و به … ادامه

اگر نظام امور جهان به دست قضاست

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 31 د‌ر ستایش و نیایش ابولملوک ثانی جمشید جهان ستانی فتحعلی شاه قاجار طاب ثراه فرماید اگر نظام امور جهان به دست قضاست چرا به هرچه‌کند امر شهریار رضاست شهی‌که قامت یکتای دهرگشته دوتا به پیش‌گوهر او کز مثال بی‌همتاست ستوده فتحعلی‌شاه شهریار جهان که‌اصل و فرع وجود است و … ادامه

ای به از روز دگر هر روز کارت

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 30 ایضاً ‌در ستایش شاهزا‌ه ی رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ‌ثراه فرماید ای به از روز دگر هر روز کارت باد بهروزی قرین روزگارت روز بارت‌کت فتد در پره‌گردون گردن‌گردان بود در زیر بارت آشکارا بر نهانی پرده پوشد راز پنهان پیش رای آشکارت رخ چو … ادامه

چه ‌جوهرست ‌که‌هست اعتبار آتش و آب

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 29 و‌له ایضاً فی مدحه چه ‌جوهرست ‌که‌هست اعتبار آتش و آب چه‌ گوهرست‌ که زیبد نگار آتش و آب چه لعبتست‌ که چون‌ کودکانش مادر دهر نموده تربیت اندر کنار آتش و آب دوام دولت و دین و ثبات چرخ و زمین قرار خاک و هوا و مدار آتش … ادامه

گرفت عرصه ی گیتی شمیم عنبر ناب

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 28 د‌ر مدح شاهزاد‌ه ی ‌کیوان و ساده شجاع ‌السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه فرماید گرفت عرصه ی گیتی شمیم عنبر ناب ز گرد خاک سرکوی میرعرش‌ جناب وکیل ملک ملک مهتری ‌که فُلک فلک به بحر همت او چون سفینه درگرداب بزرگ ‌همت وکوچک دلی‌که دست و دلش یکی … ادامه

شنیده بودم بیمار را نگیرد خواب

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 27 د‌ر مدح مهد کبری و ستر عظمی و تخلص در مدح شاهنشاه غازی ناصرالدین شاه خلدلله ملکه شنیده بودم بیمار را نگیرد خواب همی بپیچد بر گرد خویش از تب و تاب گزافه بود و دروغ این سخن‌ که می‌گفتند دروغ نزد حکیمان بتا ندارد آب از آنکه چشم … ادامه

ساقی امشب می پیاپی ده که من بر جای آب

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 26 در شکرانه ی سلامتی ذات اقدس شهریاری دام ملکه د‌ر فتنه ی باب علیه اللعنة و ا‌لعذاب ساقی امشب می پیاپی ده که من بر جای آب نذر کردستم کزین پس‌ می ننوشم جز شراب منت ایزد را که شه رست از قضای آسمان ورنه در معموره ی هستی … ادامه