بایگانی‌های قصاید قاآنی - صفحه 26 از 30 - ادبستان شعر پارسی

شب ‌گذشته‌ که آفاق را ظلام‌ گرفت

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 49 در ستایش حاجی آقاسی رحمه الله فرماید شب ‌گذشته‌ که آفاق را ظلام‌ گرفت ز تاب مهر زمین رنگ سیم خام‌ گرفت شب سیاه چو دزدان ز تاب ماه‌کمند به کف نهاد و همی راه کوی و بام گرفت به سام روز مگر نوح دهر نفرین کرد که بی‌جنایت … ادامه

باز با صعوه ندانم ز چه رو رام ‌گرفت

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 48 در مدح شاهزاده ی رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه فرماید باز با صعوه ندانم ز چه رو رام ‌گرفت باز گیتی مگر از عدل شه آرام‌گرفت آنکه چون آتش آین سوخت به مه‌تاب افکند وآنکه چون مجمره افروخت ز جم جام‌ گرفت حامی ملت اسلام … ادامه

تا سلیمان زمان زندان اسکندر گرفت

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 47 د‌ر فتح شهر یزد به اهتمام امیرزاد‌ه ی آزاد‌ه هلاکوخان بن شجاع السلطنه و تفنن به مدح حسینعلی میرزا ملقب به فرمانفرما و شجاع السلطنه رحمه لله علیهما تا سلیمان زمان زندان اسکندر گرفت کار عالم خاصه ایران رونقی دیگر گرفت خسرو غازی هلاکوخان‌ که از هر حمله ای … ادامه

ملک ز انصاف شه بهشت برین است

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 46 و‌له ایضاً فی مدحه ملک ز انصاف شه بهشت برین است دوزخیم بالله ار بهشت چنین است گرمی بازار دین چنانکه در اقلیم کفر وقایع نگار دین مبین است منت بیمر خدای عزوجل را کانچه هوا خواه خلق بود همین است تا چه‌کند دادگر دگر که زدادش ملک سراسر … ادامه

ترک من آفت چین است و بلای ختن است

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 45 در گله از حاج اکبر نواب و مدح فخرالعلماء و ذخرالفضلاء ابولحسن الفسوی الشهیر به خان داماد فرماید ترک من آفت چین است و بلای ختن است فتنه ی پیر و جوان حادثه ی مرد و زن است در بهر زلفش یک کابل وجدست و سماع در بهر چشمش … ادامه

روز می و وقت عیش و گاه سرورست

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 44 و له ایضاً فی مدحه روز می و وقت عیش و گاه سرورست یار جوان می ‌کهن خدای غفورست میل و سکون شوق و صبر ذوق و تحمّل شعله‌و خس‌برق و دشت‌سنگ و بلورست بادیه پر سنگ و وقت تنگ و قدم لنگ توشه‌کم و ره دراز و مرحله … ادامه

گاه ط‌رب و رو‌ز می و فصل بهارست

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 43 د‌ر ستایش شاهزاده ی علیین و ساد‌ه فرمانفرما فریدون میرزا طاب ثراه فرماید گاه ط‌رب و رو‌ز می و فصل بهارست جان خرم و دل فارغ و شاهد به‌کنارست باد سحر از آتش گل مجمره سوزست خاک چمن از آب روان آینه‌دارست تا می‌نگری کوکبه ی سوری و سرو … ادامه

که جلوه‌ کرد که آفاق پر ز انوارست

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 42 در سبب زکام کهف الادانی والاقاضی جناب حاج میرزا آقاسی رحمة الله فرماید که جلوه‌ کرد که آفاق پر ز انوارست که رخ نمود که ‌گیتی تمام فرخارست که لب‌ گشود ندانم‌ که از حلاوت او به هرکجا که نظر می‌کنم نمکزارست دگر ‌که آمد و زنجیر دل ‌که … ادامه

تا لاله به باغ و گل به ‌گلزارست

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 41 د‌ر ستایش شاهزاده ی آزاد‌ه اعتضادالسلطنه علیقلی میرزا دام اقباله فرماید تا لاله به باغ و گل به ‌گلزارست میخواره ز زهد و توبه بیزارست بر لاله به بانگ چنگ می‌خوردن عصیان‌گذشته را ستغفارست امروز نشاط مل به از دی بود و امسال صفای ‌گل به از پارست نوروز … ادامه

هستی دو وجه دارد مخفی و ظاهر است

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 40 د‌ر مدح سلطان ماضی محمدشاه غازی و حاج میرزا آقاسی هستی دو وجه دارد مخفی و ظاهر است کاندر وجود واجب و ممکن مصور است از واجب است خالق و از ممکن است خلق چون معنی‌ کلام‌ که مخفی و ظاهر است خالق ز خلق هیچ دارد گزیر ازانک … ادامه

عاشق بی کفر در شرع طریقت‌کافرست

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 39 و له ایضاً فی مدحه عاشق بی کفر در شرع طریقت‌کافرست کافری بگزین گرت‌شور طریقت‌در سرست کفر دانی چیست آزادی ز قید کفر و دین آوخا زین قید آزادی‌که قید دیگرست نور ایمان مضمرست ای خواجه در ظلمات کفر آری آری چشمه ی حیوان به ظلمات اندرست زان سبب … ادامه

بر دلم صدهزار نیشترست

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 38 در ستایش کهف الادا‌نی و‌الاقاضی وزیر بی نظیر حاجی آقاسی طاب ثراه بر دلم صدهزار نیشترست بلکه از صدهزار بیشترست شرح یک ماجرا ز دردسرم موجب صدهزار درد سرست پیکرم آنچنان شدست ضعیف که نهان همچو روح از نظرست زین سبب در کفم ز غایت ضعف خشک چوبی به … ادامه