بایگانی‌های قصاید قاآنی - صفحه 25 از 30 - ادبستان شعر پارسی

آن کیست که باز آمد و در بزم نظر کرد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 61 در ستایش امیر دیوان میرزا نبی خان فرماید آن کیست که باز آمد و در بزم نظر کرد جان و دل ما از نظری زیر و زبر کرد آن برق یمان است‌که افتاد به خرمن یا صاعقه ای بود که بر کوه ‌گذر کرد خیزید و بگیرید و بیارید … ادامه

الا تدارک ماه صیام باید کرد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 60 در ستایش شاهنشاه جمجاه محمد شاه غازی طاب ا‌لله ثراه فرماید الا تدارک ماه صیام باید کرد خلاف عادت شرب مدام باید کرد به مصلحت دو سه روزی نماز باید کرد ز می قعود و به تقوی قیام باید کرد ز بانگ زیر و بم مقریان بد آواز به … ادامه

عید آمد و آفاق پر از برگ و نوا کرد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 59 در ستایش امیر د‌یوان میرزا نبی خان فرماید عید آمد و آفاق پر از برگ و نوا کرد مرغان چمن را ز طرب نغمه‌سرا کرد بی برگ و نوا بود ز تاراج خزان باغ عید آمد وکارش همه با برگ و نوا کرد هم ابر لب لاله پر از … ادامه

هله نزدیک شد ای دل‌ که زمستان‌ گذرد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 58 د‌ر ستایش دبیر بی نظیر میرزا عبدالله منشی فرماید هله نزدیک شد ای دل‌ که زمستان‌ گذرد دور بستان شود و عهد شبستان‌ گذرد ابر بر طرف چمن‌ گریان‌ گریان پوید لاله بر صحن دمن خندان خندان گذرد هر سحر کبک چو از راغ خرامد سوی باغ طفل‌ گویی … ادامه

به کف هر آنکه سر زلف دلستان دارد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 57 در ستایش شاهزاده مبرور شجاع السلطنه حسنعلی میرزا گوید به کف هر آنکه سر زلف دلستان دارد به دست سلسله عمر جاودان دارد جبین و چهره و ابروی دوست پنداری به برج قوس مه و مشتری قران دارد میان جمع پریشان دلی ز من‌گم شد بیا که زلف تو … ادامه

فلک‌ خورشید و جنت حور و بستان یاسمن دارد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 56 در ستایش امیر کامکار محمدحسن‌خان سردار فرماید فلک‌ خورشید و جنت حور و بستان یاسمن دارد عیان این هرسه را در یک‌گریبان ماه من دارد یکی شاه است در لشکر چو در صف بتان آید یکی ماه است در انجم چو جا در انجمن دارد قدش از قامت طوبی … ادامه

عجبی عجب آن پسر به سر دارد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 55 در ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمد شاه غازی طاب الله ثراه فرماید عجبی عجب آن پسر به سر دارد مانا که ز حسن خود خبر دارد وقت است‌که سرگران شود با خویش از بس ‌که‌ کرشمه آن پسر دارد زان پیش‌ ‌که دل دهم ندانستم کاو ناز و کرشمه … ادامه

دوش کانجم شد عیان بر این سپهر گرد گرد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 54 در ستایش شاهنشاه اسلام پناه ناصرالدین شاه غازی خلدلله ملکه گوید دوش کانجم شد عیان بر این سپهر گرد گرد همچو پیکان ‌های سیمین از درون تیره‌ گرد راست گفتی صد هزاران مهره از عاج سپید چیده نرّاد قضا بر آبنوسین تخه نرد یا نه‌ گفتی صدهزاران عنکبوت از … ادامه

هر زمانم‌ که به آن ترک سر و کار افتد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 53 در مطایبه و تخلص به ستایش شاهنشاه فردوس آرامگاه محمد شاه طاب ثراه گوید هر زمانم‌ که به آن ترک سر و کار افتد صلح خیزد ز میان‌ کار به پیکار افتد من به عمد از پی صلح همی جویم جنگ کز پی صلحم با بوسه سر و کار … ادامه

تا ابد چشم بد از گنجور دارا دور باد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 52 در ستایش حسین خان خازن شجاع السلطنه گوید تا ابد چشم بد از گنجور دارا دور باد بحر و کان خالی ز گنج همت گنجور باد آن حسین اسم حسن رسمی ‌که چشم روزگار از می مینای مهرش جاودان مخمور باد آنکه ‌چون معمار جودش قصد آبادی‌ کند آسمان … ادامه

بهادر شه ای شهریاران ‌غلا‌مت

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 51 و له ایضاً فی مدحه بهادر شه ای شهریاران ‌غلا‌مت قضا و قدر هردو در اهتمامت به خاصان درافتاده غوغای عامی ز ادراک خاص و ز انعام عامت جهان آفرین زافرینش ندارد مرادی دگر جز حصول مرامت برون بود نه چرخ از جمع امکان اگر بود همپایه با احتشامت … ادامه

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 50 د‌ر مدح محمد شاه غازی رحمه الله فرماید عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شکر که این آمد و صد شکر که آن رفت این با طرب و خرمی و فرخی آمد وان با کرم و محنت و رنج و مرضان رفت عید آمد و شد عیش‌ … ادامه