بایگانی‌های قصاید قاآنی - صفحه 24 از 30 - ادبستان شعر پارسی

ازین‌سان کابر نیسانی دمادم گوهر افشاند

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 73 د‌ر ستایش کهف الادا‌نی والاقاصی جناب حاج میرزا آقاسی رحمه ا‌لله فرماید ازین‌سان کابر نیسانی دمادم گوهر افشاند اگر ترک ادب نبود به دست خواجه می‌ماند درختان را چه شد کامروز می‌رقصند از شادی مگر بر شاخ‌گل بلبل مدیح خواجه می‌خواند جناب حاجی‌ آقاسی که‌ریزد طرح‌صد گردون اگر شخص … ادامه

هست ‌از دو کعبه ‌امروز دین‌ خدای خرسند

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 72 در مدح ابوالسلاطین عباس شاه غازی نیای بیضا رای شاهنشاه ‌اسلام پناه خلدالله ملکه فرماید هست ‌از دو کعبه ‌امروز دین‌ خدای خرسند کز فرّ آن دو کعبه است شاخ هدی ‌برومند آن‌کعبه صدر ملت، این‌ کعبه پشت دولت آن را به شرع پیمان، این‌ را به عدل پیوند … ادامه

سحر بشیر ملکزاده اردشیر آمد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 71 د‌ر ستایش شاهزاده ‌کیوان سریر اردشیر میرزا و تشبیب به مدح شاهنشاه اسلام ‌پناه سحر بشیر ملکزاده اردشیر آمد مرا دوباره به پستان شوق شیر آمد نگشته بود تباشیر صبح فاش هنوز که سوی من ز ره آن ماهرو بشیر آمد سیه غلامکم از خوشدلی صفیری زد که خواجه … ادامه

به ‌گوش از هاتف غیبم سحرگه این ندا آمد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 70 د‌ر ستایش امیرزاد‌ه ی شیرد‌ل ارغون میرزا ابن شجاع ا‌لسلطنه گوید به ‌گوش از هاتف غیبم سحرگه این ندا آمد که وقت عشرت جانبخش و جشن جانفزا آمد به سالاری سپهسالار دارای تهمتن تن گو سهراب دل شهزاده ارغون میرزا آمد ظفرمندی که هندی اژدهای اژدر اوبارش به فرق … ادامه

مگر شرمنده از تیغ شه و ابروی جانان شد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 69 د‌ر مدح شجاع ا‌لسلطنه حسنعلی میرزا طاب ‌ثراه گوید مگر شرمنده از تیغ شه و ابروی جانان شد که امشب ماه عید اندر نقاب ابر پنهان شد و یا ابراز پی ایثار بزم جشن عید شه به‌رغم سیم ماه نو ز باران ‌گوهرافشان شد و یا بهر مبارک‌باد عید … ادامه

ای صفاهان مژده کاینک شاه دوران می رسد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 68 در مدح شاهزاده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا ای صفاهان مژده کاینک شاه دوران می رسد جسم بی جان تو را از نو به تن جان می‌رسد غصه را بدرود کن کآید مسرت این زمان درد را پیغام‌ ده‌ کاین‌ لحظه درمان می‌رسد گرد نعل توسنش بنشست بر اندام ما … ادامه

به جز لب تو کزو گفت شکرین خیزد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 67 در ستایش مولای متقیان امیر مؤمنان علی بن ابیطالب ع به جز لب تو کزو گفت شکرین خیزد که دیده لعل کزو جوی انگبین خیزد عجب ز سادگی سرو بوستان دارم که پیش قامت موزونت از زمین خیزد قد تو سرو بود طرّه ی تو مشک اگر ز سرو … ادامه

صبح آفتاب چون ز فلک سر زد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 66 د‌ر ستایش شاهزاده‌ ی کیوان سریر اردشیر میرزا ‌دام‌ اقباله فرماید صبح آفتاب چون ز فلک سر زد ماهم به خشم سندان بر در زد جستم ز جا گشودم در گفتی خورشید از کنار افق سر زد ای بس‌ که خنده خنده ی نوشینش بر بسته بسته قند مکرّر … ادامه

چون خواست کردگار که گیتی نظام گیرد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 65 در ستایش نایب السلطنهة العلیه ولیعهد عباس شاه مبرور فرخ نیای پادشاه منصور و تفنن به مدح قایم مقام فرماید چون خواست کردگار که گیتی نظام گیرد دولت قویم‌ گردد ملت قوام‌ گیرد ملک رمیده از نو باز انقیاد جوید دین شمیده از نو باز انتظام گیرد عباس شاه … ادامه

ساقی بده رطل گران زان می که دهقان پرورد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 64 در ستایش پادشاه رضوان جایگاه مروج ملت نبی حجازی محمدشاه غازی طاب ثراه‌ گوید ساقی بده رطل گران زان می که دهقان پرورد انده برد غم بشکرد شادی دهد جان پرورد در خم دل پیر مغان در جام مهر زر فشان در دست‌ ساقی‌ قوت‌جان ‌رخسار جانان پرورد در … ادامه

باد نوروزی شمیم عطر جان می‌آورد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 63 در مدح شجاع السلطنه حسنعلی میرزا گوید باد نوروزی شمیم عطر جان می‌آورد در چمن ‌از مشک چین صد کاروان می‌آورد رستم عید از برای چشم‌ کاووس بهار نوشدارو از دل دیو خزان می‌آورد با منوچهر صبا زی آفریدون ربیع فتح‌نامه ی سلم دی از خاوران می‌آورد بهر دفع … ادامه

ماهم ز در درآمد و بر من سلام کرد

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 62 در ستایش نواب شاهزاده ی رضوان جایگاه فریدون میرزا حکمران فارس طاب الله ثراه فرماید ماهم ز در درآمد و بر من سلام کرد مشکوی من ز طره ی خود مشک‌فام کرد با هم دمید ماه من و مهر آسمان روشن جهان ازاین دو ندانم‌کدام‌ کرد رضو‌ان ندانما که … ادامه