بایگانی‌های غزلیات قاآنی - ادبستان شعر پارسی

دارم نگار سنگدل سیم سینه ای

قاآنی شیرازی – غزل شماره 76 دارم نگار سنگدل سیم سینه ای کز فرط مهر او به دلم نیست کینه ای او همچو کعبه ساکن و خلقی بسان حاج احرام بسته سوی وی از هر مدینه ای چون زلف عنبرین که بود زیب گردنش در شهر کس نشان ندهد عنبرینه ای ران پلنگ طعمه ی … ادامه

این چه حال است که از سر کله انداخته ای

قاآنی شیرازی – غزل شماره 75 این چه حال است که از سر کله انداخته ای مست و بیخود شده از خانه برون تاخته ای تیغ صیقل زده در مشت و سپر از پس پشت نرد کین باخته و ساز جدل ساخته ای ساق بالا زده و ساعد کین برچیده رخ برافروخته و تیغ برافراخته … ادامه

نامدی دوش و دلم تنگ شد از تنهایی

قاآنی شیرازی – غزل شماره 74 نامدی دوش و دلم تنگ شد از تنهایی چه شود کز دلم امروز گره بگشایی ور تو آیی نشود چاره ی تنهایی من که من از خویش روم چون تو ز در بازآیی کاش از مادر آن ترک بپرسند که تو گر نیی از پریان از چه پری می … ادامه

تو را رسم است اول دلربایی

قاآنی شیرازی – غزل شماره 73 تو را رسم است اول دلربایی نخستین مهر و آخر بی وفایی در اول می نمایی دانه ی خال در آخر دام گیسو می گشایی چو کوته می نمودی زلف گفتم یقین کوته شود شام جدایی ندانستم کمند طالع من ز بام وصل یابد نارسایی بر آن بودم که … ادامه

تو در خوبی و زیبایی چنان امروز یکتایی

قاآنی شیرازی – غزل شماره 72 تو در خوبی و زیبایی چنان امروز یکتایی که خورشید ار به خود بندی به زیبایی نیفزایی حدیث روز محشر هر کسی در پرده می گوید شود بی پرده آن روزی که روی از پرده بنمایی چه نسبت با شکر داری که سر تا پای شیرینی چه خویشی با … ادامه

به هر چه وصف نمایم تو را به زیبایی

قاآنی شیرازی – غزل شماره 71 به هر چه وصف نمایم تو را به زیبایی جمیل تر ز جمالی چو روی بنمایی صفت کنند نکویان شهر را به جمال تو با جمال چنین در صفت نمی آیی به ناتوانی من بین ترحمی فرما که نیست با تو مرا پنجه ی توانایی مگر معاینه ات بنگرند … ادامه

دلبران اخترند و تو ماهی

قاآنی شیرازی – غزل شماره 70 دلبران اخترند و تو ماهی نیکوان لشکرند و تو شاهی چند گویی دلت چگونه بود تو درون دلی خود آگاهی بس درازستی ای شب یلدا لیک با زلف دوست کوتاهی اول از دشمنان برآور گرد آخر از دوستان چه می خواهی ماه نو خوانمت از آنکه به حسن می … ادامه

ای روی تو فرخنده ترین صنع الهی

قاآنی شیرازی – غزل شماره 69 ای روی تو فرخنده ترین صنع الهی در مملکت حسن تو را دعوی شاهی خورشید بود زیر کلاه تو عجب نیست گر زانکه کنی دعوی خورشید کلاهی خال و خط و زلف و رخ و چشم و مژه ی تو بر دعوی حسن رخ تو داده گواهی خالیست به … ادامه

ای شوخ نازپرور آشوب عقل و دینی

قاآنی شیرازی – غزل شماره 68 ای شوخ نازپرور آشوب عقل و دینی طیب بهار خلدی زیب نگار چینی کم مهر و زود خشمی گلچهر و شوخ چشمی طرار و دلفریبی طناز و نازنینی عیدی از آن شریفی روحی از آن لطیفی حوری از آن جمیلی نوری از آن مبینی سروی ولی روانی جانی ولی … ادامه

دوست دارم که مرا در بر خود بنشانی

قاآنی شیرازی – غزل شماره 67 دوست دارم که مرا در بر خود بنشانی شیشه را آن طرف دیگر خود بنشانی هر که نزدیک تر از من به تو زو رشک برم شیشه را باید آنسوتر خود بنشانی زینطرف جام دهی زانطرفم بوس و لبم در میان لب جان پرور خود بنشانی چهره گلگون کنی … ادامه

گرم ز لطف بخوانی ورم به قهر برانی

قاآنی شیرازی – غزل شماره 66 گرم ز لطف بخوانی ورم به قهر برانی تو قهرمانی و قادر بکن هر آنچه توانی گرم به دیده زنی تیر اگر به سینه ننالم که گر چه آفت جسمی ولیک راحت جانی نی ام سپند که لختی بر آتشت ننشینم هزار سال فزون گر بر آتشم بنشانی من … ادامه

دلا بیا بشنو از حکیم قاآنی

قاآنی شیرازی – غزل شماره 65 دلا بیا بشنو از حکیم قاآنی ز مشکلات جهان درگذر به آسانی وگرنه بالله مشکل شود هر آسانت تو تا ز دغدغه ی نفس خود هراسانی هر آنچه جز سخن حق بگو ندانستم که عین معنی دانایی است نادانی نعیم ملک دو عالم بدان نمی ارزد که جان سوخته … ادامه