بایگانی‌های غزلیات قاآنی - صفحه 7 از 7 - ادبستان شعر پارسی

ضحاک وار کشته بسی بی گناه را

قاآنی شیرازی – غزل شماره 4 ضحاک وار کشته بسی بی گناه را بر دوش تا فکنده دو مار سیاه را قصد ذقن نمودمش از زلف عنبرین چشمم ندید در شب تاریک چاه را هوش از سرم به چابکی آن شوخ کج کلاه برد آنچنان که دزد شب از سر کلاه را حیران زاهدم که … ادامه

کنون که برگ و نوا نیست باغ و بستان را

قاآنی شیرازی – غزل شماره 3 کنون که برگ و نوا نیست باغ و بستان را بساز برگ و نوای دی و زمستان را گلوی بلبله و راح ارغوانی گیر بدل گل سحر و بلبل خوش الحان را چو آفتاب می و صبح روی ساقی هست چراغ و شمع چه حاجت بود شبستان را از … ادامه

زین پس به کار ناید رطل و سبو مرا

قاآنی شیرازی – غزل شماره 2 زین پس به کار ناید رطل و سبو مرا ساقی به خم می بنشان تا گلو مرا لخت جگر کباب کنم خون دل شراب کاین بد غرض ز امر کلوا و اشربوا مرا من هر چه باده نوش کنم نور جهان شود نهی است بهر تجربه لاتسرفوا مرا یا … ادامه

صد شکر گویم هر زمان هم چنگ را هم جام را

قاآنی شیرازی – غزل شماره 1 صد شکر گویم هر زمان هم چنگ را هم جام را کاین هر دو بردند از میان هم ننگ را هم نام را دلتنگم از فرزانگی دارم سر دیوانگی کز خود دهم بیگانگی هم خاص را هم عام را خواهم جنونی صف شکن آشوب جان مرد و زن آرد … ادامه