ای دوست به دیوار کسی مشت مزن
فرخی یزدی – رباعی شماره 326 ای دوست به دیوار کسی مشت مزن دشمن چو شوی به شیر انگشت مزن تا دست دهد حرف حساب خود را با مردم روزگار بی پشت مزن
فرخی یزدی – رباعی شماره 326 ای دوست به دیوار کسی مشت مزن دشمن چو شوی به شیر انگشت مزن تا دست دهد حرف حساب خود را با مردم روزگار بی پشت مزن
فرخی یزدی – رباعی شماره 325 با نخل خوشی همیشه پیوند بزن می با دل شاد و جان خرسند بزن گر بر تو زمانه یک دمی سخت گرفت دندان به جگر گذار و لبخند بزن
فرخی یزدی – رباعی شماره 324 تا چند توان به ناتوانان دیدن جور و ستم جهان ستانان دیدن تا کی به هوای زندگی در پیری با دیده توان مرگ جوانان دیدن
فرخی یزدی – رباعی شماره 323 با دولت نو رسم کهن می گویم عیب دگران و خویشتن می گویم نادیده ز خوب و بد نرانیم سخن از دیده همیشه من سخن می گویم
فرخی یزدی – رباعی شماره 322 تا چند کسل از غم بیهوده شویم تا کی به هوای نفس آلوده شویم در زندگی آسوده نگشتیم چو ما مُردیم که از دست غم آسوده شویم
فرخی یزدی – رباعی شماره 321 ما طعنه زن مقام مَردی نشویم چون باد اسیر هرزه گردی نشویم اما نبود گناه در پیش عموم گر معتقد قدرت فردی نشویم
فرخی یزدی – رباعی شماره 320 با علم و عمل اگر مهیا نشویم همدوش به مردمان دنیا نشویم نادانی و بندگیست توأم به خدای ما بنده شویم اگر که دانا نشویم
فرخی یزدی – رباعی شماره 319 امروز به هر طریق ما راه رویم آهسته و بی سر و صدا راه رویم تا باز به پای خود نیفتیم به چاه از روی خِرد دست و عصا راه رویم
فرخی یزدی – رباعی شماره 318 ما قاعده ی متانت از کف ندهیم ما گوش به گفتار مزخرف ندهیم با پند صحیح رفقا گاه مثال ما پاسخ هر ناقص و اجوف ندهیم
فرخی یزدی – رباعی شماره 317 روزی است که اقدام غیورانه کنیم از پیر و جوان جنبش مردانه کنیم و آن کاخ که آشیانه ی فتنه بود با آلت انتقام ویرانه کنیم
فرخی یزدی – رباعی شماره 316 در آتیه گر فکر نماینده کنیم ایجاد و بنا دولت پاینده کنیم بگذشته گذشت و حال نبود فرصت خوب است که اندیشه ی آینده کنیم
فرخی یزدی – رباعی شماره 315 ما یک سر مو به کس دورویی نکنیم با راست روان دروغگویی نکنیم چون پیش کنیم خرده گیری اما با لحن درشت عیبجویی نکنیم