این زمزمه های شوم را قائل کیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 62 این زمزمه های شوم را قائل کیست واین نغمه ی ناپسند را حاصل چیست در گفتن حرف حق اثر هست اما گوینده چو با اراده ی باطل نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 62 این زمزمه های شوم را قائل کیست واین نغمه ی ناپسند را حاصل چیست در گفتن حرف حق اثر هست اما گوینده چو با اراده ی باطل نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 61 این فقر و فنا برای ما مایل کیست وز خواری ما بهر غنی حاصل چیست گر عقده ی آز اغنیا آسان شد دانی که علاج فقرا مشکل نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 60 چون مرکز ثقل ما به جز مجلس نیست آنکس که به مجلس نبود خاضع کیست بر ملت اگر وکیل تحمیل شود پس فایده ی حکومت ملی چیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 59 آن عهد که بسته شد میان من و دوست بشکسته شد از فتنه ی اهریمن و دوست دانستم از اول که در این کار آخر انگشت نما شوم بر دشمن و دوست
فرخی یزدی – رباعی شماره 58 یا دوست دشمنند یا دشمن دوست از دست رها مکن چو من دامن دوست پرهیز نما ز دوستانی که ز جهل گر خوار شوی چو خار در گلشن دوست
فرخی یزدی – رباعی شماره 57 ای توده که جهل در سرشت من و توست هشدار که گاه زرع و کشت من و توست تا شب پی حق خویش از پا منشین برخیز که روز سرنوشت من و توست
فرخی یزدی – رباعی شماره 56 ای جعبه که سرنوشت ما در ید توست مقصود عموم تابع مقصد توست امروز که بی طرف شوی با بد و خوب فرداست که خوب و بد ز خوب و بد توست
فرخی یزدی – رباعی شماره 55 آن جعبه که رای خلق گنجینه ی اوست بی مهری روزگار از کینه ی اوست فرمان سعادت و شقاوت دارد این راز نهفته ای که در سینه ی اوست
فرخی یزدی – رباعی شماره 54 این جعبه که آرا همه در دامن اوست چون دور سپهر بی وفایی فن اوست از بس که به این و آن دهد وعده ی وصل خون دو هزار کشته در گردن اوست
فرخی یزدی – رباعی شماره 53 تا پایه ی معرفت نهادیم ز دست یک سر به ره جهل فتادیم ز دست چون کودک خرد بهر جوز و خرما دُر و گهر ابلهانه دادیم ز دست
فرخی یزدی – رباعی شماره 52 دنیا که مقر حکمفرمایی توست سعی و عملش اصل خودآرایی توست در پیش مدیر این تجارتخانه سهم تو به قدر فهم و دانایی توست
فرخی یزدی – رباعی شماره 51 عالم همه عابدند و معبود یکی است دنیا همه ساجدند و مسجود یکی است با دیده ی انصاف چو نیکو نگری روحانی و ما را همه مقصود یکی است