در دهر چو ما کسی بدین ذلت نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 74 در دهر چو ما کسی بدین ذلت نیست وین ذلت لایزال بی علت نیست هست از طرف ملت بی علم قصور تقصیر همین ز جانب دولت نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 74 در دهر چو ما کسی بدین ذلت نیست وین ذلت لایزال بی علت نیست هست از طرف ملت بی علم قصور تقصیر همین ز جانب دولت نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 73 در مسلک ما که عزت و ذلت نیست سلطان و فقیر و کثرت و قلت نیست هر کس که به دست خویشتن کار نکرد صالح به نمایندگی ملت نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 72 در دهر کسی چو ما بدین ذلت نیست وین ذلت بی کرانه بی علت نیست دولت ز که جلب نفع سرمایه کند وقتی که ز فقر نامی از ملت نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 71 دردا که دوای دل به جز حسرت نیست حسرت به حساب قلت و کثرت نیست گیرم که شود مجلس پنجم هم بد بدتر ز فساد دوره ی فترت نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 70 ای داد که راه نفسی پیدا نیست راه نفسی بهر کسی پیدا نیست شهریست پر از ناله و فریاد و فغان فریاد که فریادرسی پیدا نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 69 در دیده ی ما فقر و غنا هر دو یکیست در مسلک ما شاه و گدا هر دو یکیست در کشتی بشکسته ی طوفانی ما دردا که خدا و ناخدا هر دو یکیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 68 ای داد که شیوه ی من و دل زاریست فریاد که پیشه ی تو دل آزاریست ایجاد وزیر و قاضی و شحنه ی شهر شه داند و من که بهر مردم داریست
فرخی یزدی – رباعی شماره 67 این زمزمه های غیر مستحسن چیست وین قطع مذاکرات بنیان کن چیست گر دوست کند جفا و دشمن هم جور پس فرق میان دوست با دشمن چیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 66 آنکس که ز راه جور شد شادان کیست ور هست یقین زدوده ی انسان نیست گر عاطفه نیست امتیاز بشری پس فرق میان آدم و حیوان چیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 65 با آنکه غنی خزانه ی دولت نیست با آنکه به فقر می کند ملت زیست از چیست حقوق وکلا قمچی کش یک دفعه دو اسبه آید از صد به دویست
فرخی یزدی – رباعی شماره 64 کابینه ی سردار سپه (1) با مشت و لگد معنی امنیت چیست؟ با نفی بلد ناجی امنیت کیست؟ با زور مرا مگو که امنیت هست با ناله ز من شنو که امنیت نیست ! واژگان دشوار : 1- منظور از سردار سپه، رضا شاه پهلوی می باشد.
فرخی یزدی – رباعی شماره 63 ای کاهن خودپرست، معبود تو کیست وی خائن شوم پست، مقصود تو کیست با ناز ایاز جلوه منما کاین مرد هر چند که احمد است محمود تو نیست