تا رسم غنی غیر دل آزاری نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 86 تا رسم غنی غیر دل آزاری نیست از بهر فقیر چاره جز زاری نیست این خواری و این ذلت و این فقر عموم بی شبهه به جز علت بیکاری نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 86 تا رسم غنی غیر دل آزاری نیست از بهر فقیر چاره جز زاری نیست این خواری و این ذلت و این فقر عموم بی شبهه به جز علت بیکاری نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 85 در مملکتی که نام آزادی نیست ویرانی آن قابل آبادی نیست بهر دل چون آهن آزادی کش درمان به جز از دشنه ی پولادی نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 84 در کشور ما که دزد را واهمه نیست جز گرگ شبان برای مشتی رمه نیست آنجا که مضار هست بهر همه است وانجا که منافع است مال همه نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 83 هر چند که انقلاب را قاعده نیست در آتش و خون برای کس مائده نیست اما دول قوی چو در جنگ شوند بهر ملل ضعیف بی فایده نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 82 آن سلسله را که جز خطا باطن نیست کس نیست که بر خطایشان طائن نیست روزی به وثوق شاد و گاهی به قوام القصه که این طایفه بی خائن نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 81 باغی که در آن آب و هوا روشن نیست هرگز گل یکرنگ در آن گلشن نیست هر دوست که راست گوی و یکرو نبود در عالم دوستی کم از دشمن نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 80 هرگز دل ما غمین ز بیش و کم نیست گر بیش و اگر کم دل ما را غم نیست اسباب حیات نیست غیر از یک دم آن نیز دمی باشد و دیگر دم نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 79 در غمکده ای که شادیش جز غم نیست تنها نه همین خاطر ما خرم نیست بر هر که نظر کنی گرفتار غم است گویا دل شاد در همه ی عالم نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 78 از رأی خران دلم دمی بی غم نیست وز رأی فروش جان من خرم نیست بل این وکلای مجلس پنجم در وزن از مجلس تاریخی چارم کم نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 77 جز ایزد پاک حاکم عادل نیست جز موجد خاک، قاضی قابل نیست یکبار توان قاتل صد تن را کشت زآنرو که مجازات بشر کامل نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 76 ای آنکه تو را گفته ی ما باور نیست ور هست ز جبن قدرت کیفر نیست با منطق و مدرک بشنو ناله ی ما گر گوش رئیس الوزرایی کر نیست
فرخی یزدی – رباعی شماره 75 هر چند که سیل آرزو را سد نیست هر چند توقع بشر را حد نیست با کم غرضی اگر کنی خوب نظر کابینه ی امروزی ما پُر بد نیست