وستال پی دفاع دل یکدله کرد
فرخی یزدی – رباعی شماره 122 وستال پی دفاع دل یکدله کرد (1) پس پیش وزیر و شه ز طوفان گله کرد دیروز فغان ما گر از خارجه بود امروز رواست شکوه از داخله کرد واژگان دشوار : 1– وستداهل سوئدی، رئیس وقت شهربانی.
فرخی یزدی – رباعی شماره 122 وستال پی دفاع دل یکدله کرد (1) پس پیش وزیر و شه ز طوفان گله کرد دیروز فغان ما گر از خارجه بود امروز رواست شکوه از داخله کرد واژگان دشوار : 1– وستداهل سوئدی، رئیس وقت شهربانی.
فرخی یزدی – رباعی شماره 121 آن خودسر مرتجع که دل ها خون کرد پامال هوای نفس خود قانون کرد دیدی که چسان دست طبیعت او را از دایره با مشت و لگد بیرون کرد؟
فرخی یزدی – رباعی شماره 120 درد و غم خوبان جوان پیرم کرد بد عهدی آسمان زمینگیرم کرد من ماندم و من با همه بدبختی ها ای مرگ بیا که زندگی سیرم کرد
فرخی یزدی – رباعی شماره 119 آن میر که جا در اطلس و قاقم کرد در جامعه خوش نامی خود را گم کرد دانی که بود به چشم مردم محبوب هر کس که نگاهداری از مردم کرد
فرخی یزدی – رباعی شماره 118 با این ره و رسم بد چه می باید کرد بگذشته بدی ز حد چه می باید کرد پُرگشته محیط ما ز دیو و دد و دام با این همه دیو و دد چه می باید کرد
فرخی یزدی – رباعی شماره 117 در کعبه برهمنی نمی باید کرد بی زور تهمتنی نمی باید کرد تا کار به دوستی میسر گردد اقدام به دشمنی نمی باید کرد
فرخی یزدی – رباعی شماره 116 با عزم متین شتاب می باید کرد همراهی شیخ و شاب می باید کرد با دقت هر چه بیشتر در این بار مرد عمل انتخاب می باید کرد
فرخی یزدی – رباعی شماره 115 در گاه عمل شتاب می باید کرد جان باخته فتح باب می باید کرد ای کاش که توده بعد ازین می دانست کز جنس خود انتخاب می باید کرد
فرخی یزدی – رباعی شماره 114 یا سد ره فقر و غنا باید کرد یا چاره ی درد فقرا باید کرد صد کار برای خاطر خود کردیم یک کار هم از بهر خدا باید کرد
فرخی یزدی – رباعی شماره 113 گر درد عموم را دوا باید کرد با کوشش مستشار ما باید کرد اما ز ره پند نصیحت گاهی او را به وظیفه آشنا باید کرد
فرخی یزدی – رباعی شماره 112 فکر نویی از برای ما باید کرد وین شیوه ی کهنه را رها باید کرد با زور مجازات و فشار قانون ما را به وظیفه آشنا باید کرد
فرخی یزدی – رباعی شماره 111 این خانه دگر چو نی نوایی دارد وز راز درون به سر هوایی دارد یکسان نبود وضع سیاست دایم هر روز سیاست اقتضایی دارد