نظار چو قفل جعبه را باز کنند
فرخی یزدی – رباعی شماره 182 نظار چو قفل جعبه را باز کنند از خواندن رأی نغمه آغاز کنند کم غصه و پر شوق و شعف دانی کیست آن را که فزون از همه آواز کنند
فرخی یزدی – رباعی شماره 182 نظار چو قفل جعبه را باز کنند از خواندن رأی نغمه آغاز کنند کم غصه و پر شوق و شعف دانی کیست آن را که فزون از همه آواز کنند
فرخی یزدی – رباعی شماره 181 (1) آنانکه ز بس خزانه تاراج کنند ما را به عدو ز فقر محتاج کنند دیگر ز چه شغل دولتی را دایم با چوب هوای نفس حراج کنند واژگان دشوار : 1– زمانی که شماره 32 روزنامه ی طوفان توقیف گردید به عوض آن، شماره ی اول روزنامه … ادامه
فرخی یزدی – رباعی شماره 180 (1) آنانکه اصول را مراعات کنند عنوان مکافات و مجازات کنند خوب است خطاکاری بدکاران را در محکمه ی صالحه اثبات کنند واژگان دشوار : 1– هر چند که رابطه ی فرخی و قوام السلطنه بسیار بد بود و چندین بار روزنامه ی طوفان، به دستور قوام توقیف … ادامه
فرخی یزدی – رباعی شماره 179 آنانکه تو را به خویش ترغیب کنند ترغیب اثر چو کرد ترعیب کنند اول قدم اختناق آزادی را در جلسه به اتفاق تصویب کنند
فرخی یزدی – رباعی شماره 178 آن قوم که با عاطفه و انسانند با قید اصول بنده ی احسانند چون نیست اصول اقل و اکثر همگی در چشم اصول بین ما یکسانند
فرخی یزدی – رباعی شماره 177 آنانکه به قانون شکنی مشغولند پیش وکلا ز خوب و بد مسئولند آن روز که اعتماد مجلس شد سلب از شغل وزارت همگی معزولند
فرخی یزدی – رباعی شماره 176 عاقل که جز اقدام لزومی نکند غمناک دل غریب و بومی نکند داند که حکومتی نگردد ثابت تا تکیه بر افکار عمومی نکند
فرخی یزدی – رباعی شماره 175 هرگز دل من شکایت از غم نکند شادی ز مسرت دمادم نکند دانی که بود مرد هنرپیشه ی راست آنکس که ز بار غم کمر خم نکند
فرخی یزدی – رباعی شماره 174 آن کیست که پرده ی خطا چاک کند آسوده و شاد جان غمناک کند با حربه ی برّنده ی قانون امروز از عدلیه قطع دست ناپاک کند
فرخی یزدی – رباعی شماره 173 از عدل اگر وکیل توصیف کند روزنامه نگار مدح و تعریف کند زین پس به خلاف پیشتر جا دارد گر پارلمان ادای تکلیف کند
فرخی یزدی – رباعی شماره 172 هر کس می بی حقیقتی نوش کند هر قول که می دهد فراموش کند یک رشته حقیقت آشکارا گفتم گر دولت ما به حرف حق گوش کند
فرخی یزدی – رباعی شماره 171 ملت چو شراب بی خودی نوش کند یا پند معاندین خود گوش کند هر عیب و هنر دید نمی آرد یاد هر خوب و بدی دید فراموش کند