قمری سخن از سرو چمن می گوید
فرخی یزدی – رباعی شماره 242 قمری سخن از سرو چمن می گوید بلبل غم دل به گل چو من می گوید این هر دو زبانشان یکی نیست بلی هر کس به زبان خود سخن می گوید
فرخی یزدی – رباعی شماره 242 قمری سخن از سرو چمن می گوید بلبل غم دل به گل چو من می گوید این هر دو زبانشان یکی نیست بلی هر کس به زبان خود سخن می گوید
فرخی یزدی – رباعی شماره 241 ای دوده ی جم قیام یکباره کنید بیچارگی عموم را چاره کنید زنجیر اسارتی که در پای شماست خوب است به دست خویشتن پاره کنید
فرخی یزدی – رباعی شماره 240 ای توده ی بی صدا خموشی نکنید بر پرده دریده پرده پوشی نکنید از مرتجعین پول بگیرید ولیک در موقع رأی خودفروشی نکنید
فرخی یزدی – رباعی شماره 239 یاران ز می غرور، مستی نکنید چون پای دهد دراز دستی نکنید اکنون که شدید سوسیالیست مآب خودخواهی و اشراف پرستی نکنید
فرخی یزدی – رباعی شماره 238 بی مهری اگر با من شیدا نکنید یا کینه ی دیرینه هویدا نکنید با این همه عیب بهتر از مستوفی بی شبهه در این محیط پیدا نکنید
فرخی یزدی – رباعی شماره 237 تا چند به جور و ظلم تصمیم کنید در کیسه ی خویشتن زر و سیم کنید هر منفعتی که حاصل مملکت است خوب است که عادلانه تقسیم کنید
فرخی یزدی – رباعی شماره 236 ای دسته ی پابند هوی رحم کنید بر مردم بی برگ و نوا رحم کنید مستأجر اگر بنده ی مزدور شماست بر حالت او بهر خدا رحم کنید
فرخی یزدی – رباعی شماره 235 خیزید و چو شیر شرزه اقدام کنید خفتان پلنگ زیب اندام کنید هر جا نگرید گرگ خونخواری را با حربه ی انتقام اعدام کنید
فرخی یزدی – رباعی شماره 234 گویم سخنی اگر که تصدیق کنید آن را به جوان و پیر تزریق کنید روزیست که صنعتگر ایرانی را از راه خرید جنس تشویق کنید
فرخی یزدی – رباعی شماره 233 اول به خطاپیشه مماشات کنید قانع چو نشد خطایش اثبات کنید اثبات چو شد خطا به حکم قانون بر کیفر آن خطا مجازات کنید
فرخی یزدی – رباعی شماره 232 ای مجلسیان دگر چه رنگی دارید در حمله شتاب یا درنگی دارید دیشب زده اید تیغ خود را صیقل امروز مگر خیال جنگی دارید
فرخی یزدی – رباعی شماره 231 طوفان که ز توقیف برون می آید جان در تن ارباب جنون می آید زین سرخ کلیشه کن حذر ای خائن اینجاست که فاش بوی خون می آید