شهزاده ی آزاد چو شد حارس فارس
فرخی یزدی – رباعی شماره 254 شهزاده ی آزاد چو شد حارس فارس خونریزی و اغتشاش شد جالس فارس بس تاخت به فارس از ره جور فرس ای وای به فارسی از این حارس فارس
فرخی یزدی – رباعی شماره 254 شهزاده ی آزاد چو شد حارس فارس خونریزی و اغتشاش شد جالس فارس بس تاخت به فارس از ره جور فرس ای وای به فارسی از این حارس فارس
فرخی یزدی – رباعی شماره 253 در مملکت انقلاب می باید و بس وز خون عدو خضاب می باید و بس خواهی تو اگر شوی موفق فردا امروز دگر شتاب می باید و بس
فرخی یزدی – رباعی شماره 252 گل نیست دلم که رنگ و بو خواهد و بس در باغ چو من نام نکو خواهد و بس با خاک نشینی نکند ناله و آه از دولت اشک آبرو خواهد و بس
فرخی یزدی – رباعی شماره 251 دهقان پسر کارگری کهنه لباس آمد پی دعوتم ز شب رفته دو پاس با پای برهنه راضی از دست و چکش با فرق شکسته شاکر از بازو داس
فرخی یزدی – رباعی شماره 250 طوفان بشنو چو نی، نوای تبریز وز دیده ببار خون برای تبریز تا جبهه ی نای و قامت چنگ چو نی کن ناله برای نینوای تبریز
فرخی یزدی – رباعی شماره 249 صندوق دهن بسته درش چون شد باز افکند میان این و آن غلغله باز آراست فقط طایر اقبال و همه گویند به فرق ما نشیند این باز
فرخی یزدی – رباعی شماره 248 ای مرد جوان، تجربه از پیر بگیر در دست یلی قبضه ی شمشیر بگیر حق تو اگر در دهن شیر بود با جرأت شیر از دهن شیر بگیر
فرخی یزدی – رباعی شماره 247 از بهر مجازات و مکافات وزیر قانع نشوم به نفی و اثبات وزیر این است که از پارلمان باید خواست بگذشتن قانون مجازات وزیر
فرخی یزدی – رباعی شماره 246 این خانه ی ویرانه که تا نفخه ی صور چون جغد کند در آن نشیمن منصور عدلیه بود به اسم و ظلمیه به رسم بر عکس نهند نام زنگی کافور
فرخی یزدی – رباعی شماره 245 ای غافل نشناخته زنگی از حور وز جهل نداده فرق ظلمت از نور عالم همه پر صدا ولی گوش تو کر دنیا همه با ضیا ولی چشم تو کور
فرخی یزدی – رباعی شماره 244 (1) ای سست عقیده، سخت شادی دیگر خرسند ز رأی اعتمادی دیگر خواهی چو برادرت مهیا سازی از بهر وطن قراردادی دیگر واژگان دشوار : 1– این شعر درباره ی رای اعتماد به کابینه ی قوام السلطنه سروده شده است.
فرخی یزدی – رباعی شماره 243 اسرار نهفته گر نگفتی بهتر وین راز نگفته گر نهفتی بهتر کز بهر زمامدار امروزی نیست سرمایه ای از پوست کلفتی بهتر