بایگانی‌های ما هیچ،ما نگاه - ادبستان شعر پارسی

امشب در یک خواب عجیب رو به سمت کلمات

سهراب سپهری – مجموعه ما هیچ ، ما نگاه شماره 14 تا انتهای حضور امشب در یک خواب عجیب رو به سمت کلمات باز خواهد شد. باد چیزی خواهد گفت سیب خواهد افتاد روی اوصاف زمین خواهد غلتید تا حضور وطن غایب شب خواهد رفت سقف یک وهم فرو خواهد ریخت چشم هوش محزون نباتی … ادامه

ظهر بود ابتدای خدا بود

سهراب سپهری – مجموعه ما هیچ ، ما نگاه شماره 13 اینجا همیشه تپه ظهر بود ابتدای خدا بود ریگ زار عفیف گوش می کرد حرف های اساطیری آب را می شنید. آب مثل نگاهی به ابعاد ادراک لک لک مثل یک اتفاق سفید بر لب برکه بود. حجم مرغوب خود را در تماشای تجرید … ادامه

ماه رنگ تفسیر مس بود

سهراب سپهری – مجموعه ما هیچ ، ما نگاه شماره 12 سمت خیال دوست برای ک . تینا ماه رنگ تفسیر مس بود مثل اندوه تفهیم بالا می آمد سرو شیهه ی بارز خاک بود کاج نزدیک مثل انبوه فهم صفحه ی ساده ی فصل را سایه می زد کوفی خشک تیغال ها خوانده می … ادامه

کاج های زیادی بلند زاغ های زیادی سیاه

سهراب سپهری – مجموعه ما هیچ ، ما نگاه شماره 11 تنهای منظره کاج های زیادی بلند زاغ های زیادی سیاه آسمان به اندازه آبی سنگچین ها، تماشا، تجرد کوچه باغ فرا رفته تا هیچ ناودان مزین به گنجشک آفتاب صریح خاک خشنود. چشم تا کار می کرد هوش پاییز بود. ای عجیب قشنگ ! … ادامه

آسمان پر شد از خال پروانه های تماشا

سهراب سپهری – مجموعه ما هیچ ، ما نگاه شماره 10 چشمان یک عبور آسمان پر شد از خال پروانه های تماشا عکس گنجشک افتاد در آب های رفاقت فصل پرپر شد از روی دیوار در امتداد غریزه باد می آمد از سمت زنبیل سبز کرامت شاخه ی مو به انگور مبتلا بود. کودک آمد … ادامه

این وجودی که در نور ادراک

سهراب سپهری – مجموعه ما هیچ ، ما نگاه شماره 9 بی روزها عروسک این وجودی که در نور ادراک مثل یک خواب رعنا نشسته روی پلک تماشا واژه هایی تر و تازه می پاشد چشم هایش نفی تقویم سبز حیات است صورتش مثل یک تکه تعطیل عهد دبستان سپید است سال ها این سجود … ادامه

ای میان سخن های سبز نجومی

سهراب سپهری – مجموعه ما هیچ ، ما نگاه شماره 8 متن قدیم شب ای میان سخن های سبز نجومی برگ انجیر ظلمت عفت سبز را می رساند سینه ی آب در حسرت عکس یک باغ می سوزد سیب روزانه در دهان طعم یک وهم دارد ای هراس قدیم ! در خطاب تو انگشت های … ادامه

ای عبور ظریف بال را معنی کن

سهراب سپهری – مجموعه ما هیچ ، ما نگاه شماره 7 اینجا پرنده بود ای عبور ظریف بال را معنی کن تا پر هوش من از حسادت بسوزد. ای حیات شدید ریشه های تو از مهلت نور آب می نوشد آدمی زاد – این حجم غمناک – روی پاشویه ی وقت روز سرشاری حوض را … ادامه

صبح است گنجشک محض می خواند

سهراب سپهری – مجموعه ما هیچ ، ما نگاه شماره 6 هم سطر ، هم سپید صبح است گنجشک محض می خواند پاییز، روی وحدت دیوار اوراق می شود رفتار آفتاب مفرح حجم فساد را از خواب می پراند یک سیب در فرصت مشبک زنبیل می پوسد حسی شبیه غربت اشیا از روی پلک می … ادامه

روزی که دانش لب آب زندگی می کرد

سهراب سپهری – مجموعه ما هیچ ، ما نگاه شماره 5 از آب ها به بعد روزی که دانش لب آب زندگی می کرد انسان در تنبلی لطیف یک مرتع با فلسفه های لاجوردی خوش بود در سمت پرنده فکر می کرد با نبض درخت، نبض او می زد مغلوب شرایط شقایق بود مفهوم درشت … ادامه

سال میان دو پلک را ثانیه هایی شبیه راز تولد

سهراب سپهری – مجموعه ما هیچ ، ما نگاه شماره 4 اکنون هبوط رنگ سال میان دو پلک را ثانیه هایی شبیه راز تولد بدرقه کردند. کم کم در ارتفاع خیس ملاقات صومعه ی نور ساخته می شد حادثه از جنس ترس بود ترس وارد ترکیب سنگ ها می شد حنجره ای در ضخامت خنک … ادامه

باران اضلاع فراغت را می شست

سهراب سپهری – مجموعه ما هیچ ، ما نگاه شماره 3 وقت لطیف شن باران اضلاع فراغت را می شست من با شن های مرطوب عزیمت بازی می کردم و خواب سفرهای منقش می دیدم من قاتی آزادی شن ها بودم من دلتنگ بودم در باغ یک سفره ی مانوس پهن بود چیزی وسط سفره، … ادامه