زن دم درگاه بود با بدنی از همیشه
سهراب سپهری – مجموعه ما هیچ ، ما نگاه شماره 2 نزدیک دورها زن دم درگاه بود با بدنی از همیشه رفتم نزدیک: چشم، مفصل شد حرف بدل شد به پر، به شور، به اشراق سایه بدل شد به آفتاب. رفتم قدری در آفتاب بگردم دور شدم در اشاره های خوشایند رفتم تا وعده گاه … ادامه



