باران اضلاع فراغت را می شست - ادبستان شعر پارسی % %

باران اضلاع فراغت را می شست

سهراب سپهری – مجموعه ما هیچ ، ما نگاه

شماره 3

وقت لطیف شن

باران

اضلاع فراغت را می شست

من با شن های

مرطوب عزیمت بازی می کردم

و خواب سفرهای منقش می دیدم

من قاتی آزادی شن ها بودم

من دلتنگ بودم در باغ

یک سفره ی مانوس پهن بود

چیزی وسط سفره، شبیه

ادراک منور:

یک خوشه ی انگور

روی همه ی شایبه را پوشید

تعمیر سکوت

گیجم کرد

دیدم که درخت، هست

وقتی که درخت هست

پیداست که باید بود

باید بود

و رد روایت را

تا متن سپید

دنبال کرد

اما

ای یاس ملون !

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤