بایگانی‌های قطعات و قصاید کوتاه سنایی - صفحه 7 از 18 - ادبستان شعر پارسی

ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم

سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 135 این قطعه را بر گور نظام الملک محمد نوشتند ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم صد گونه شراب از کف اقبال چشیدیم آن جای که ابرار نشستند نشستیم وان راه که احرار گزیدند گزیدیم گوش خود و گوش همه آراسته کردیم از بس سخن خوب … ادامه

ای محمد نام و احمد خلق و محمودی شیم

سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 134 در مدح عمادالدین محمد بن منصور ای محمد نام و احمد خلق و محمودی شیم محمدت را همچنان چون ملک را تیغ و قلم بذل بی دستت نباشد همچو دانش بی خرد مال با جودت نماند همچو شادی با ستم روح را از رنجهای دل تهی … ادامه

دی بدان رسته ی صرافان من بر در تیم

سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 133 دی بدان رسته ی صرافان من بر در تیم پسری دیدم تابنده تر از دُر یتیم زین سیه چشمی جادو صنمی طرفه چو ماه بی نظیری که نظیریش نه در هفت اقلیم با دلم گفتم ای کاشکی این میر بتان کندی بر من بیچاره دل خویش … ادامه

چون من بره سخن درون آیم

سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 130 چون من بره سخن درون آیم خواهم که قصیده ای بیارایم ایزد داند که جان مسکین را تا چند عنا و رنج فرمایم صد بار به عقد در شود تا من از عهده ی یک سخن برون آیم گفته بودی که جبه ای بدهم وز تقاضای … ادامه

خواجه بفزود ولیکن به درم

سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 129 خواجه بفزود ولیکن به درم روی بفروخت ولیکن ز الم میزبان بود ولیکن به رباط نانم آورد ولیکن بدرم دست بگشاد ولیکن در بخل لب فروبست ولیکن ز نعم مغز پر کرد ولیکن ز فضول دل تهی کرد ولیکن ز کرم خواجه رنجور ولیکن ز فجور … ادامه

چند روزی درین جهان بودم

سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 127 چند روزی درین جهان بودم بر سر خاک باد پیمودم بدویدم بسی و دیدم رنج یک شب از آز خویش نغنودم نه یکی را بخشم کردم هجو نه یکی را به طمع بستودم به هوا و به شهوت نفسی جان پاکیزه را نیالودم هر زمانی به … ادامه

عمر دو نیمه ست و ازین بیش نیست

سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 126 عمر دو نیمه ست و ازین بیش نیست اول و آخر، چو همی بنگرم نیمی از آن کردم در مدح تو نیمی در وعده به پایان برم عمر چو در وعده و مدح تو شد صله مگر روز قیامت خورم

ای یوسف نامی که همیشه چو زلیخا

سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 125 ای یوسف نامی که همیشه چو زلیخا جز آرزوی صحبت تو کار ندارم یعقوب چو تو یوسفم اندر همه احوال زان جز غم روی توفیاوار ندارم دکان تو را جز فلک شمس ندانم افعال تو را جز دل ابرار ندارم بی شعر تو در ناظمه اندیشه … ادامه

چو بر قناعت ازین گونه دسترس دارم

سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 124 چو بر قناعت ازین گونه دسترس دارم چرا ازین و از آن خویشتن ز پس دارم خدای داند کز هر چه جز خدای بود ازو طمع چو ندارم گرش به کس دارم