بایگانی‌های قطعات و قصاید کوتاه سنایی - ادبستان شعر پارسی

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 207 ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی نروم جز به همان ره که توام راهنمایی همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم همه توحید تو گویم که به توحید سزایی تو زن و جفت نداری تو خور و خفت نداری احد بی … ادامه

ای روی زردفام تو بر گردن نزار

سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 206 ای روی زردفام تو بر گردن نزار همچون بلندنی که بود بر بلندیی آنگه که مادر تو تو را داشت در شکم هر ساعتی ز رنج زمین را بکندیی نه ماه رنجت از چه کشید او که بعد از آن از کس همی فگند که از … ادامه

ای سنایی به گرد شرک مپوی

سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 205 ای سنایی به گرد شرک مپوی آنچه گوید مگوی عقل مگوی خنصر وسطی این دو انگشت است هر دو از بهر نفس در تک و پوی از زمانه اگر امان جویی زو بلندی مجوی پستی جوی این که گویی تو خرد حاتم راد وانکه گویی بزرگ … ادامه

به خدای ار گل بهار بوی

سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 204 به خدای ار گل بهار بوی با کژی خوارتر ز خار بوی راستان رسته اند روز شمار جهد کن تا تو ز آن شمار بوی اندر این رسته رستگاری کن تا در آن رسته رستگاری بوی

حاجت صد هزار … قوی

سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 202 (1) در هجای معجزی حاجت صد هزار … قوی شد ز … روا که مابونی حاجب من روا نگشت از تو گر چه از خواسته چو قارونی پس چو به بنگرم بر تو و من من کم از … و تو کم از …ونی   واژگان … ادامه

تابوت مرا باز کن ای خواجه زمانی

سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 198 تابوت مرا باز کن ای خواجه زمانی وز صورت ما بین ز رخ دوست نشانی تا دیده ی چون نرگس ما بینی در خاک از خون دل ما شده چون لاله ستانی تا دو لب پر گوهر ما بینی در خاک در گور چو پر خاک … ادامه

احوال خود چه عرض کنم هر زمان همی

سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 196 احوال خود چه عرض کنم هر زمان همی بینم مضرت تن و نقصان جان همی منزل چه سازد و چکند رخت بیشتر آن را که رفت باید با کاروان همی