من دفترهای مصر و بغداد ای جان
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1515 من دفترهای مصر و بغداد ای جان کردم پر ز آه و فریاد ای جان یک ساعت عشق صد جهان بیش ارزد صد جان به فدای عاشقی باد ای جان
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1515 من دفترهای مصر و بغداد ای جان کردم پر ز آه و فریاد ای جان یک ساعت عشق صد جهان بیش ارزد صد جان به فدای عاشقی باد ای جان
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1514 من بینم آن را که خود نمیبینم من وز قند لبش نبات میچینم من هر چند چو سین میان یاسینم من یاسین نهلد دمی که بنشینم من
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1513 من بی رخ تو باده ندانم خوردن بی دست تو من مهره ندانم بردن از دور مرا رقص همی فرمایی بیپردهی تو رقص ندانم کردن
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1512 من بندهی مستی که بود دست زنان دورم ز کسی که او بود مست زنان باری من خسته دل چنینم نه چنان آلوده میا میانان عشاق زنان
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1511 معشوق من از همه نهانست بدان بیرون ز کمان هر گمانست بدان در سینهی من چو مه عیانست بدان آمیخته با تنم چو جانست بدان
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1510 مجموع جهان عاشق یک پارهی من چارهگر و چارهساز بیچارهی من خورشید و فلک غلام سیارهی من نظارهگر دو کون نظارهی من
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1509 ما مرد سنانیم نه از بهر سه نان ما دست زنانیم نه از دست زنان در صید بدانیم نه در صید بدان از بند جهانیم نه در بند جهان
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1508 ما کاهگلان عشق و پهلو به زمین کرده است زمین را کرمش مرکب و زین تا میبرد این خفتگکان را در خواب اصحاف الکهف تا سوی علیین
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1507 ما زیباییم خویش را زیبا کن خوبا ما کن ز دیگران خود واکن ور میخواهی که کان گوهر باشی دل را بگشای و دیده را دریا کن
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1506 گلباغ نهانست و درختان پنهان صد سال نماید او و او خود یکسان بحریست محیط و بیحد و بیپایان صد موج ز موج او درون صد جان
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1505 گفتم مکن ایروت حسن خوب حسن من دزد نیم مبند دستم به رسن گفتا که کجایی تو هنوز ای همه فن دزدی و دو دست تو تو همی بندم من
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1504 گفتم که بر حریف غمگین منشین جز پهلوی خوشدلان شیرین منشین در باغ چو آمدی سوی خار مرو جز با گل و یاسمین و نسرین منشین