تا کی باشی ز دور نظاره ی ما
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 39 تا کی باشی ز دور نظاره ی ما ما چارهگریم و عشق بیچاره ی ما جان کیست کمینه طفل گهواره ی ما دل کیست یکی غریب آواره ی ما
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 39 تا کی باشی ز دور نظاره ی ما ما چارهگریم و عشق بیچاره ی ما جان کیست کمینه طفل گهواره ی ما دل کیست یکی غریب آواره ی ما
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 38 تا عشق تو را است این شکرخایی ها هر روز تو گوش دار صفرایی ها کارت همه شب شراب پیمایی ها مکر و دغل و خصومت افزایی ها
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 37 تا چند از این غرور بسیار تو را تا کی ز خیال هر نمودار تو را سبحانالله که از تو کاری عجب است تو هیچ نه و این همه پندار تو را
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 36 تا با تو بوم نخسبم از یاری ها تا بیتو بوم نخسبم از زاری ها سبحانالله که هر دو شب بیدارم تو فرق نگر میان بیداری ها
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 35 تا از تو جدا شده است آغوش مرا از گریه کسی ندیده خاموش مرا در جان و دل و دید فراموش نهای از بهر خدا مکن فراموش مرا
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 34 بیگاه شده است لیک مر سیران را سیری نبود به جز که ادبیران را چه روز و چه شب چه صبح دلیران را چه گرگ و چه میش و بره مر شیران را
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 33 پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا بردوخت مرقع از رگ و پوست مرا تن خرقه و اندر او دل ما صوفی عالم همه خانقاه و شیخ اوست مرا
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 32 بر رهگذر بلا نهادم دل را خاص از پی تو پای گشادم دل را از باد مرا بوی تو آمد امروز شکرانه ی آن به باد دادم دل را
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 31 با عشق روان شد از عدم مرکب ما روشن ز شراب وصل دائم شب ما زان می که حرام نیست در مذهب ما تا صبح عدم خشک نیابی لب ما
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 30 ای آنکه گرفت شربت از مشرب ما مستی گردد که روز بیند شب ما ای آنکه گریخت از در مذهب ما گوشش بکشد فراق تا ملهب ما
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 29 این روزه چو غربال به بیزد جان را پیدا آرد قراضه ی پنهان را جانی که کند خیره مه تابان را بیپرده شود نور دهد کیوان را
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 28 این آتش عشق میپزاند ما را هر شب به خرابات کشاند ما را با اهل خرابات نشاند ما را تا غیر خرابات نداند ما را